دور باشى « 10 » ( 594 ) عظيم و [ آتشى ] « 11 » صعبناك و « 12 » صورت سوز . معذورند اگر آشنائى با اهل فقر نتوانند كرد ، [ از بهر آن باشد كه علماء و مشايخ جنسيت دارند ] « 13 » با سلاطين و امراء ؛ به اسباب « 14 » صورت با يكديگر انس مىگيرند .
اى اخى ، مصطفى ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، فرمود « 15 » : « سبقت رحمتى غضبى » .
هرچند حق مىفرمايد ، تو از مصطفى [ ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، ] « 16 » بشنو تا [ فايده ] « 17 » به تو رسد ، و بيش ازين در كتاب نمىگنجد . باقى اين رموز حوالت به كتاب شرح الكنوزست . « و الحمد للّه رب العالمين « 18 » » .
رسالة اخرى « 1 » رسالهء شانزدهم
تتمهء
« لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ »
در تأويل
« وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ »
بشنو ، و الّا مىبايد كه مقيم كوى مراد باشى و فكر سر نكنى [ و ] « 2 » در طلب حضور ( 595 ) نفس نباشى و به آسانى نفس خود مشغول نشوى . طالب مىبايد كه صابر باشد « 3 » و در گشايش ملك صورت و ملك معنى تعجيل نكند و يك نفس غافل نباشد و هر كوه و سدّى كه در راه باشد ، اوّل آن از پيش قدم برگيرد ، و « 4 » بعد از آن انس گيرد و [ به ضبط ] « 5 » خود و ملك وجود خود مشغول شود . و « 6 » تا مثالى چند نشنوى ، فهم اين « 7 » كلمات نتوانى كرد . ديده باشى [ و ] « 8 » يا شنيده باشى « 9 » كه شاهرخ ( 596 ) ، چون زوالش رسيد ، دو سه روزى فرزندانش به ملك مشغول شدند كه ملك مفت مىديدند و با يكديگر خصومت [ كرده ] « 19 » از بهر ميراث « 20 » يكديگر را هلاك كردند ، و « 21 » چون زحمت نكشيده بودند ، فرصت نيافتند . و اين گفتوگو ، اگر هر لفظى را شرح دهم ، نهايت ندارد . مقصود تمثيلست . تو مپندار كه قصّه مىخوانم و حكايت [ پيره ] « 22 » زنان مىكنم [ و ] « 23 » حال آنكه عقل اهل
هامش
( 10 ) در مل : « دور باش » .
( 11 ) [ آتشى ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل : « آتش » .
( 12 ) « و » در مج 1 نيست .
( 13 ) [ از بهر . . . دارند ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل : « علما و مشايخ از بهر آنكه جنسيت دارند » .
( 14 ) در مج 1 : « با اسباب » .
( 15 ) در مج 1 و مل : « فرمود كه » .
( 16 ) [ صلى . . . و سلم ] اضافهء قياسى . در هيچ يك از نسخهها نيست .
( 17 ) [ فايده ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل نامشخص .
( 18 ) در مج 2 : « و السلام » . در مل : « و الحمد للّه رب العالمين و صلى اللّه على خير خلقه محمد و آله و سلم » .
( 1 ) « رسالة اخرى » در مج 2 نيست . در مل : « رساله » .
( 2 ) [ و ] از مج 1 ، مج 2 و مل .
( 3 ) در مج 1 :
« طالب مىبايد كه صابر باشد » .
( 4 ) « و » در مج 1 ، مج 2 و مل نيست .
( 5 ) [ بضبط ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « ضبط » .
( 6 ) « و » در مج 1 نيست .
( 7 ) در مل : « آن » .
( 8 ) [ و ] از مل . در اصل ، مج 1 و مج 2 نيست .
( 9 ) « باشى » در مل نيست .
( 19 ) [ كرده ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل :
« كردند » .
( 20 ) در مج 1 : « كرده ملك و ميراث » .
( 21 ) « و » در مج 1 ، مج 2 و مل نيست .
( 22 ) [ پيره ] از مج 1 . در اصل ، و مج 2 و مل : « پير » .
( 23 ) [ و ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل نيست .