[ يسقينى ] « 7 » » ( 589 ) و ساكنان درگاه آن بارگاه كبرياى آن « 8 » بىريا چنين مىفرمايد كه دوست منّت « 9 » مىنهد كه بىواسطهء كتاب و استاد و دليل صورت در نفس عارفان نهادم گنج محبّت و اسرار كلّى بىزبان و كلام [ در دل ايشان ] « 10 » ارزانى داشتم .
اى عزيز ، اگر بدانى كه كليد گنج الهى چيست و آن كليد در دست كيست ، ترك عداوت و حسد كنى و بندهوار در كوى عاشقان خاك به سر كنى « 11 » ، باشد كه راه بدين گنج رايگان برى .
خدا را ( 590 ) كه در مطالعهء شرح الكنوز تقصير مكن ، كه در آن كتاب اثبات اين گنج شده . « و الحمد للّه رب العالمين » ( 591 ) .
رسالة اخرى « 1 » رسالهء پانزدهم
بدان كه دليل فرضست و بىدليل محالست راه يافتن « 2 » ، و هر جنس جنس خود را دلالت مىكند . سلاطين صورت جنسيت با انبياء دارند ؛ از بهر آن ، حضرت سلطان سلاطين ، محمّد مصطفى « 3 » ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، فرمود كه مرا شرفيست كه در دور انوشيروان متولد شدم ( 592 ) ، كه سلطان عادل جنس صورت عالمست و نظرگاه اهل حقست . از آنش ظل اللّه « 4 » ( 593 ) مىخوانند « 5 » كه نمايندهء شرعست ، و حال آنكه سلاطين جنسيت با فقراء [ محمّد ] « 6 » مصطفى ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، ندارند . از بهر آنست كه ظهور حقيقت در شرع نمىشود . كه آنچه اهل صورت شرعش مىخوانند دورست از معانى كه [ در ] « 12 » ذات كلام حقست كه ملازم گفتار انبياء و اولياست « 13 » و آن معانى در ميان خلق نيست . حروف و صورت كلامست كه اهل عالم بدان عمل مىكنند ؛ از بهر آن نفع نمىدهد .
اى اخى ، هرگاه كه سلطان وقت را باشد طلبى كه به عقل خود تفحص كند از يافتن درويشان كه با عقل سلاطين سرّى هست كه همراه اراذل نيست ، البته فتوحات صورى و معنوى در آن قرن به ظهور آيد و صورت شرع به معنى پيوندد ، و حال آنكه ، چنان كه خلايق را به درگاه سلاطين راه دشوارست ، سلاطين عالم در آمدن به درگاه فقراء دشوارى دارند ، كه فقراء را هست « 14 »
هامش
( 7 ) [ يسقينى ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « يستينى » .
( 8 ) « آن » در مل و مج 2 نيست .
( 9 ) « منت » در مج 1 نيست .
( 10 ) [ در دل ايشان ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل نيست .
( 11 ) در مج 1 ، مج 2 و مل : « بر سر كنى » .
( 1 ) « رسالة اخرى » در مج 2 نيست . در مل : « رساله » .
( 2 ) در مل : « رفتن » .
( 3 ) در مج 1 : « سلطان سلاطين ، حضرت محمد مصطفى » .
( 4 ) در مج 1 : « از آن است ظلاللهش » .
( 5 ) در مج 1 : « خوانند » .
در مج 2 : « مىگويند » .
( 6 ) [ محمد ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل نيست .
( 12 ) [ در ] از مل . در اصل ، مج 1 و مج 2 نيست .
( 13 ) در مل : « اوليا و انبياست » .
( 14 ) در مل و مج 2 : « فقر راهست » .