تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
يكى از مهم‌ترين دوره‌هاى ادبى ايران است و فرزندان امير تيمور شور و ذوقى به ادبيات و علوم ايران و زبان فارسى و حتى هنرهاى مخصوص نژاد ايرانى داشته‌اند . به‌طورىكه همهء صنايع و هنرهاى دورهء صفوى در قرن دهم و يازدهم اعم از معمارى ، كاشىكارى ، صنايع دستى ، صنايع فلزى ، تذهيب ، جلدسازى ، نقاشى كتابها ، كاغذسازى ، خوشنويسى و غيره ادامهء صنايع و هنرهاى عهد تيمورى است . شعر فارسى قرن نهم از روح تصوفى كه در قرن هشتم راه كمال را مىپيمود برخوردار و شمارهء شاعران صوفى مشرب بسيار بود . در حقيقت بسيارى از شاعران در اين قرن به نظم مثنويهاى عرفانى و تربيتى پرداختند و منظومه‌هاى متعدد اين عهد قابل توجه است . « امتياز خاص ادبيات فارسى در قرن نهم اين است كه هر روز از شمارهء كتابهائى كه به زبان تازى نوشته مىشد كاسته مىگشت و بر شمارهء كتابهاى فارسى افزوده مىشد . ترديدى نيست كه يكى از اسباب عمدهء پيشرفت ادبيات در اين دوره توجه خاصى بود كه پادشاهان و شاهزادگان تيمورى در نواحى مختلف سرزمينهاى فارسىزبان نسبت به ادب ايران نشان مىدادند . » « 16 » « تازگى و ابداع در آثار اين دوره ديده نمىشود ، پيوسته سخن در آثار متقدمان و شرح و تحشيه و توضيح و تعبير گفته‌هاى آنان است . . . متأسفانه به اثر معتبرى كه واقعا ارزش علمى داشته باشد برنمىخوريم . » « 17 » « در ادوارى كه شعر از حيث كيفيت دچار انحطاط شده ، نظير دوره‌اى كه مورد بحث ماست ، تقليد و پيروى از شاعران قديم را رايج‌تر مىبينيم . چه ضعف ابداع و خلاقيت شعرى طبع شاعر را در دام تقليد و تكرار مضامين و پيروى از سبك استادان قديم محصور مىدارد . . . » « 18 » در دورهء شاهرخ شعر عربى در ايران رونق گذشته را نداشت و همان‌طورىكه مىدانيم زبان عربى در اين دوره تنزل نمود و در كار شعر و شاعرى نيز ضعف معلومات عربى به خوبى مشهود مىشود . . . « امّا اشعار ملمع به فارسى و عربى يا ابيات و مصاريع عربى كه در ميان اشعار فارسى آمده باشد در آثار شعراى اين دوره ، خاصه شعراى عارف يا قصيده‌سرا ، نادر نيست . ولى اين قبيل ابيات و مصاريع غالبا سست و بدعبارت است . » « 19 » به هر حال دوران سلطنت شاهرخ از نظر كميت شعرا از ادوار برجستهء ادبى ايران به شمار مىرود ، ولى از نظر كيفيت اين دوره را بايد از ادوار انحطاط ادبى و تنزل شعر فارسى محسوب داشت . در دورهء شاهرخ به شاعر بزرگ و برجسته‌اى كه بتوان او را در رديف شعراى نامدار و بزرگ ايران به حساب آورد مواجه نمىشويم . « هرچند جامى كه فىالجمله شهرتى دارد نيمى از عمر خود را در اين دوره به سر برده و پروردهء اين عصر است ، امّا حقا شاعر دوره دوّم تيمورى محسوب مىشود . نام كمتر شاعرى از اين دوره در ميان عامه مشهور است . شعراى طراز اول اين دوره مانند قاسم الانوار
هامش
( 16 ) ر . ك . تاريخ نظم و نثر ، ج 1 ، ص 35 - 226 . ( 17 ) شعر فارسى يارشاطر ، ص 26 . ( 18 ) ر . ك . همان كتاب ، ص 78 . ( 19 ) ر . ك . همان كتاب ، ص 96 .