پس از قتل الغبيك جنگهاى شاهزادگان و حكام تا حدود ده سال ادامه يافت تا سرانجام ابو سعيد بن محمد بن ميران شاه ( نوادهء ميران شاه پسر امير تيمور ) بر اوضاع مسلط شد . وى « مدت 18 سال از 873 - 855 سلطنت كرد و مملكتش تمام ماوراءالنّهر ، طخارستان ، غزنين ، كابل و خراسان بود . سلطان ابو سعيد پادشاهى عادل و كريم بود . » « 8 » ( لازم به تذكر است كه تا سال 863 ابو سعيد قدرت چندانى نداشت و از سال 863 به قدرت رسيد . ) سلطان ابو سعيد پس از شاهرخ توانست يك حكومت نسبتا قوى تشكيل دهد ولى سرانجام در سال 873 در جنگى كه با « اوزون حسن آققويونلو » بر سر تصرف آذربايجان داشت از وى شكست خورد و به قتل رسيد . با قتل سلطان ابو سعيد در ممالك تيمورى مجددا هرج و مرج شد تا اينكه يكى ديگر از نوادههاى تيمور موسوم به سلطان حسين بايقرا با همكارى و كمك ياران خود در هرات به سلطنت نشست و نظام الدين امير علىشير نوائى را كه از دانشمندان آن زمان بود به وزارت خود برگزيد . دوران سلطنت سلطان حسين بايقرا مصادف با قدرت گرفتن ازبكان و آغاز هجوم آنان به ماوراءالنّهر و از طرفى ايجاد و تشكيل دولت صفوى در مغرب ايران ( آذربايجان ) بود .
پس از پايان عمر سلطان حسين بايقرا كه افول دولت تيمورى است ، بديع الزمان فرزندش به سلطنت رسيد . بديع الزمان از ازبكان گريخت و به صفويه پناه برد . سرانجام حكومت تيموريان ( كه در ايران و ماوراءالنّهر حكومت كردند ) با تجاوزات شيبك خان كه از طايفهء ازبك بود منقرض شد .
ظهير الدين بابر كه از اعقاب جلال الدين ميران شاه بن تيمور بود ( با پنج پشت به فاتح گوركانى مير سيد ) هنگامى كه بواسطهء تسلط ازبكان بر ماوراءالنّهر از آن ديار مأيوس شد ، از فرغانه ( محل سكونت پدر و خودش ) به جانب افغانستان فرار كرد و پس از به اطاعت درآوردن افغانستان در سال 909 ، بدخشان و سپس كابل را فتح نمود و بسيار كوشيد كه در مقابل ازبكان قلمرو اجدادى و سلطنت موروثى را حفظ نمايد ولى چون توفيق نيافت به تسخير هندوستان همت گماشت و بدين شكل امپراطورى پهناور « مغول كبير » را در هند بنا نهاد .
قراقويونلوها ، اتحاديهاى از طايفههاى تركمان بودند كه در حملات مغولان ، با طايفههاى زردپوست آسياى مركزى ، به فلات ايران آمدند و در نواحى الجزيره ( شمال عراق كنونى ) و جنوب شرقى تركيه در حدود درياچهء وان سكونت كردند و به تدريج قدرت خود را بر آذربايجان و نواحى مجاور آن بسط دادند . قراقويونلوها از حدود سال 873 - 777 هجرى قمرى در قسمتهائى از ايران و بين النحرين امارت كردند .
مؤسس قراقويونلوها « بيرام خواجه » بود كه به خدمت سلطان اويس جلاير پيوست ، و پس از مرگ او به سال 776 هجرى قمرى پسرش قرامحمد تورمش و سپس پسر قرامحمد يعنى قرايوسف به امارت رسيدند . قرايوسف تبريز را گرفت و پايتخت خويش قرار داد ، و سلطان احمد ايلكانى
هامش
( 8 ) ر . ك . همان كتاب ، ص 488 .