بوجود آمد . در زمينههاى علمى و هنرى شاهزادگان تيمورى ، گامهائى مؤثر برداشتند . و بىشك علاقهء شاهرخ به ايجاد بناهاى مهم و كتابدوستى بايسنقر و علم دوستى الغبيك و هنردوستى سلطان حسين بايقرا و وزير او امير علىشير نوائى شايان توجه است . نظر به علاقهمندى امراء و شاهزادگان تيمورى به هنرمندان ، ادباء و عرفا ، مراكز علمى ادبى مختلفى در شهرهاى سمرقند ، تبريز ، شيراز و به ويژه در هرات به وجود آمد . در حقيقت در طى حكومت شاهرخ تيمورى رونق ادبى و هنرى رواج داشت ولى پس از شاهرخ تيمورى مدتى اين رونق از حركت بازايستاد تا اينكه مجددا در دورهء حكومت سلطان حسين بايقرا و وزارت امير علىشير نوائى كانون ادبى در هرات به حركت درآمد . « 12 »
« در سال 815 هجرى قمرى شاهرخ ميرزا ياساى چنگيزى را لغو كرد و مقررات اسلامى را جايگزين آن ساخت و محاكم شرعى رخصت يافتند تا بر طبق قواعد فقه اسلامى عمل كنند . » « 13 »
به سبب طبيعت تمدن و فرهنگ ، اثرهاى حملهء مغول در فرهنگ ايرانى به سرعت ظهور و بروز نكرد بلكه از نيمههاى قرن هشتم هجرى قمرى آثار انحطاط و زوال در فرهنگ هويدا شد و دورهء تيموريان با وجود امراء و سلاطين علاقمند به علم و ادب و فرهنگ و هنر ، ميراثدار اين انحطاط فرهنگى بود . با اين همه همانطور كه اشاره شد كوششهاى شاهزادگان و اميران تيمورى و علاقهء برخى از شخصيتهاى دربار تيموريان و رجال علمى سبب شد تا مراكز علمى و فرهنگى مهمى در گوشه و كنار سرزمين پهناور قلمرو فرمانروائى تيمورى ايجاد شود و رونق يابد .
« مركز علمى و ادبى و هنرى هرات كه از دوران حكومت ميرزا شاهرخ ، و بعد از سلطنت وى ، پىريزى شده و با تشويقهاى او و مخصوصا پسرش ميرزا بايسنقر توسعه و تكامل يافته بود ، در عهد سلطنت سلطان حسين ميرزا بايقرا از حيث فرهنگ و هنر به اوج ترقى رسيد و بىترديد در ايجاد مراكز فرهنگى و هنرى دوران صفوى مؤثر افتاد . » « 14 »
« شيوهء نويسندگى در اوائل قرن نهم همان شيوهء ترسل بود ولى همراه با پايان قرن نهم زبان سادهء محاورهاى باب مىشد و در آثار نويسندگان سادگى سخن راه مىيافت . در حقيقت نثر فارسى در قرن نهم تدريجا از مبالغه در صنعتهاى لفظى خالى شد و زبان سادهء عادى رايج گرديد و تنها عدهاى معدود از مؤلفان و نويسندگان در حفظ قواعد و موازين انشاء فارسى بر شيوهء مترسلان متقدم عمل كردند . در نتيجه اگر از نفوذ مفردات و تركيبات زبان عربى در زبان فارسى بگذريم ، سبك دورهء تيموريان را بايد سبك روان و ساده در نثر شمرد . » « 15 »
در اين دوره كلمات و اصطلاحات تركى مغولى و تركى جغتائى به ويژه در تشكيلات مملكتى به چشم مىخورد .
قرن نهم از حيث كثرت شعراء و نويسندگان و جنبشهاى ادبى اهميت بسزايى دارد و
هامش
( 12 ) ر . ك . شعر فارسى يارشاطر ، مقدمه ، ص 9 .
( 13 ) ر . ك . تاريخ اجتماعى راوندى ، ج 2 ، ص 1 - 360 .
( 14 ) تاريخ ادبيات دكتر صفا ، ج 4 ، ص 10 .
( 15 ) ر . ك . همان كتاب ، ج 4 ، ص 8 - 125 و ص 75 - 464 .