تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
( جلاير ) را در سال 813 هجرى قمرى مغلوب و مقتول كرد و قسمت عمدهء متصرفات آل جلاير را ضميمهء قلمرو خود ساخت . مدت سلطنت قرايوسف چهارده سال بود و وى منطقهء آذربايجان ، عراق عرب ، قزوين ، همدان ( از عراق عجم و بعضى از ديار بكر ) را در اختيار داشت . قرايوسف در 65 سالگى درگذشت . « 9 » جهانشاه قراقويونلو در سال 839 هجرى قمرى از جانب امير شاهرخ تيمورى به جاى اسكندر برادر خود به امارت نشست . وى در سال 856 هجرى قمرى اصفهان را قتل و غارت و حكومت خود را بر عراق ، فارس ، كرمان و تا نزديكى عمّان گسترش داد و بغداد را نيز گرفت . جهانشاه در سال 862 هجرى قمرى خراسان را گرفت ولى به مناسبت شورش پسرش حسن‌على در آذربايجان مجبور به ترك خراسان شد . چند سال بعد جهانشاه دچار سركشى فرزند ديگر خود پير بوداق خان شد كه ابتدا در شيراز و سپس در بغداد در مقابل پدر به مقاومت پرداخت ولى سرانجام در جنگى كه با سپاهيان پدر كرد ، مغلوب و مقتول شد . جهانشاه در اواخر سال 871 هجرى قمرى در صدد جنگ با اوزون حسن شد ولى چون زمستان فرا رسيد ، به منظور تجهيز قوا در بهار بعد ، سربازان خود را مرخص نمود و اوزون حسن كه دورادور مراقب حركات وى بود ناگهان بر او تاخت و در ربيع الثانى سال 872 هجرى قمرى او را مغلوب كرد و او در ضمن فرار به قتل رسيد . در بهار سال 873 هجرى قمرى لشكريان آق‌قويونلو آذربايجان كنونى و شهر تبريز را اشغال كردند ، و اوزون حسن آن شهر را پايتخت خويش ساخت و بدين‌طريق دولت قراقويونلو تضعيف شد تا سرانجام يك سال بعد از آن يعنى سال 874 با كشته شدن حسن‌على فرزند جهانشاه بطور كلى برچيده شد . و دولت آق‌قويونلو بجاى آن استوار گشت و گذشته از فلات مرتفع ارمن و كردستان ، عراق عرب و آذربايجان كنونى و بخشى از آذربايجان ارّان تا رود كر و همچنين عراق عجم و خوزستان ، فارس و كرمان و يا به ديگر سخن سراسر غرب ايران جزو قلمرو ايشان گشت . دولت آق‌قويونلو در اين اراضى از سال 873 تا 908 هجرى مستقر بود و بقاياى قبائل قره‌قويونلو جزو قبائل آق‌قويونلو شد . « 10 » اميران خاندان قراقويونلو پيرو مذهب شيعه و از غلاة بودند و از ميان آنان قرايوسف ، اسكندر ، جهانشاه و حسن‌على جمعا 63 سال سلطنت كردند و حدود فرمانروائى آنان آذربايجان ، عراق عرب ، عراق عجم و فارس را در بر مىگرفت . « 11 »

ب ) وضع اجتماعى و فرهنگى روزگار مؤلف :

بر خلاف خوى آدم‌كشى و ويرانگرى كه تيمور اسير آن بود ، فرزندان و بازماندگانش به عمران و آبادى و فعاليتهاى علمى و فرهنگى علاقمند بودند و شهرها ، بازارها ، مساجد ، باغها و مدرسه‌هاى متعدد به همت جانشينان و بازماندگان او
هامش
( 9 ) ر . ك . احسن التواريخ ، ص 120 - 9 . ( 10 ) ر . ك . تاريخ ايران ، ص 441 . ( 11 ) ر . ك . احسن التواريخ ، ص 11 - 510 .