تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
كه پنهانيست سلطانى و رسوائيست پيدائى .
بيا ، ساقى ، بده آن مى كه خاموشى افزايد ، * كه مغروريست ( 503 ) پيدائى و مغروريست گويائى « 142 » .
بيا ، ساقى ، بده آن مى كزين گفتن پشيمانم ، * كه خوش‌حاليست شيدائى و خوشوقتيست [ رسوائى ] « 143 » .
بيا ، ساقى ، جمالى بين كه دارد از جمال تو * هزاران وجه گوناگون ز روى ترك يغمائى .
[ تمت و الحمد للّه رب العالمين حمدا كثيرا و صلى اللّه على خير خلقه محمد و آله و صحبه ] « 144 » .

رسالة اخرى « 1 » رسالهء هفتم

« بسم اللّه الرّحمن الرّحيم » .
« إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ »
. اى فرزند ، در « 2 » پيش جمهور اهل عالم مشهورست كه عالم و آدم طفيل حضرت سيد كائناتست ( 504 ) و با او خطاب [ كردند ] « 3 » كه
« إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ »
. درين حال به گزاف اعتقاد نتوان كرد و در كتاب اهل صورت حقيقت اين حال [ حاصل ] « 4 » نشود . اى اخى « 5 » ، نبوّت انبياء را سرّى هست و ظهورى هست و كمال شفقت الهى در كسوت ملامت محوست « 6 » . يك لحظه حاضر باش تا درر ( 505 ) حقيقت از درياى كشف اهل محبّت به صحراى عقل آورم تا مطيعان حق كه عاشقانند ازين كلمات ذوقى « 7 » ( 506 ) يابند كه اهل انكار محرومند از ديدار حق ، و چه جاى ديدار كه از كلام حق محرومند و چه جاى كلام حق كه از خود محرومند « 8 » ! پس امر و خطاب مقرر شد كه بر مؤمنانست . تو يك دم مستمع باش تا شرح فيض الهى
هامش
( 142 ) در مج 1 و مج 2 : به ترتيب مصراعهاى اين دو بيت اخير چنين است :« بيا ساقى بده آن مى كه جان را محو گرداند * كه مغروريست پيدائى و مغروريست گويائى »« بيا ساقى بده آن مى كه در خاموشى افزايد * كه پنهانيست سلطانى و پيدائيست رسوائى » .( 143 ) [ رسوائى ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « رسوا » . ( 144 ) از مل : [ تمت . . . و صحبه ] . در نسخه‌هاى ديگر نيست . ( 1 ) در مل : « رساله » . در مج 2 : « رسالة اخرى » نيست . ( 2 ) « در » در مج 2 نيست . ( 3 ) [ كردند ] از مج 1 و مج 2 . در اصل و مل : « كند » . ( 4 ) [ حاصل ] از مج 2 ، مل و مج 1 . در اصل : « حاصلى » . ( 5 ) « اى اخى » در مج 1 نيست . ( 6 ) در مج 1 و مج 2 : « مخفى است » . ( 7 ) در مج 1 : « ذوق » . ( 8 ) « از ديدار حق . . . محرومند » در مج 1 نيست .