خواندن و [ در روستا ] « 91 » گندم [ را ] « 92 » به صد نام مىخوانند در هر موضعى [ به نامى ] « 93 » . اگر گندم ظهور كند ، اختلاف اسم از ميان برخيزد . جهد بكن و گندم را [ آرد گردان ] « 94 » تا اين اسم سربستهء بىنفع از تو برخيزد . تا « 95 » در ميان دو سنگ آسياب سرگردان نشوى ، محالست كه اين اسم از تو برخيزد ، و اگر حجّت نگيرى در سؤال ، و به حضور آئى و انصاف بدهى در صحبت درويشان ، بر تو روشن شود ، و اگر ستيزه كنى و دانى و فرمان نبرى ، برو ، كه بنى اسرائيلى « 96 » ( 463 ) كه گويند توئى . اگر شب تا روز « 97 » در حرم كعبه نشستهاى ، [ پس ] « 98 » تا روز باقيست و شب درنيامده است ، سفرى [ بكن ] « 99 » باشد كه به محنت و غم راهى كه ترا به كار آيد ارزانى شود كه عيال و اطفال و مال درين حال فايدهاى نمىدهد . قوله تعالى :
« لَنْ تَنْفَعَكُمْ
« 100 »
أَرْحامُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ »
( 464 ) . و [ اين ] « 101 » حديثست و هزار بار خوانده باشى و به معنى آن نرسيده باشى كه « [ انّ اللّه ] « 102 » لا ينظر الى صوركم و لا الى اعمالكم [ و لكنّ ينظر إلى قلوبكم ] » « 103 » ( 465 ) .
بارى « 104 » ، مشترى تره و پياز « 105 » و شلغم و امثال [ اينها ] « 106 » بسيارست . گوشى كه احوال مرغ مسمّن « 107 » ( 466 ) بشنود و [ چشمى كه ] « 108 » موسى و عيسى و فرعون « 109 » در زمانه مشاهده كند « 110 » ، در قرنها پيدا نمىشود ، چرا كه در يك مقام قرار گرفتهاند و آن مقام را بت خود ساختهاند . چند بيتى در عقب اين كلمات مىآيد . ساعتى مادر و پدر و برادر و حسب ( 467 ) و نسب ( 468 ) و هرچه تعلق به كبرياى « 111 » نفس دارد از خود دور كن و بشنو ، باشد كه خود را بشناسى . [ قصيده ] « 112 » :
بهار آمد ، بيا مى خُور ، اگر رندى و شيدائى ، * كه مى مفتاح اين بابست و تو باب دل مائى .
مَرو در مزبله ، جانا ، كه دنيا نيست جاى تو . * دريغا خود نمىدانى « 113 » چه خوبى و چه زيبائى !
اگر روز دوئى ، اى دل ، چو خر افتادهاى در گِل ، * چو خضر ( 469 ) ار جام ما نوشى ، بُلرسَن ( 470 ) ترك يغمائى .
اگر پور فلاطونى كه رنج خود نمىدانى ، * ز استسقاستى فربه ، چو [ مَخ ] « 114 » ( 471 ) بر شاخ خرمائى .
هامش
( 91 ) [ در روستا ] از مج 1 و مج 2 . در اصل و مل : « روستايى » .
( 92 ) [ را ] از مج 1 . در اصل ، مل و مج 2 نيست .
( 93 ) [ بنامى ] از مج 1 و مج 2 .
( 94 ) [ آرد گردان ] از مج 1 و مج 2 . در اصل و مل : « بآرد گردان » .
( 95 ) در مل : « و تا » .
( 96 ) در مل : « بنى اسرائيل » .
( 97 ) در مج 1 ، مج 2 و مل : « تا بروز » .
( 98 ) [ پس ] از مج 1 و مج 2 .
( 99 ) [ بكن ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « مكن » .
( 100 ) در مج 2 : « ينفعكم » .
( 101 ) [ اين ] از مج 2 .
( 102 ) [ ان اللّه ] از مج 1 .
( 103 ) [ و لكن . . . قلوبكم ] از مج 1 . در نسخههاى ديگر نيست .
( 104 ) در اصل : « و بارى » .
( 105 ) « و پياز » در مج 1 نيست .
( 106 ) [ اينها ] از مج 1 و مج 2 . در اصل و مل :
« اين » .
( 107 ) در مج 1 : « مثمّن » .
( 108 ) [ چشمى كه ] از مج 1 و مج 2 .
( 109 ) « و فرعون » در مج 1 و مج 2 نيست .
( 110 ) در مج 1 و مج 2 : « نمايد » .
( 111 ) در مج 1 : « به كبريائى » .
( 112 ) [ قصيده ] از مج 1 ، مج 2 و مل .
( 113 ) در مج 2 : « نمىبينى » .
( 114 ) [ مخ ] تصحيح قياسى . در اصل ، مل و مج 2 : « مغ » . در مج 1 : « فخ » .