[ بيا ، اى غنچهء خندان ، زمانى ، * كه خندان نيست بىتو باغ و گلزار ] « 104 » .
[ بيا ، اى طوطى شكّرفشانم ، * درين خوان « 108 » و مكان « 109 » شكربار ] « 104 » .
ملولم از حديث ديو و غولان ، * مرا بِرهان ازين غولانِ غَدّار .
كه هر فكرى كه زايد جز رُخ دوست ، * عذابست آن چو خس در ديده ، اى يار .
بيا ، يكرنگ شو ، اى دل ، زمانى * كه تا هستى چو گل ، باشد ترا خار .
بيا در كوره تا [ گلّاب ] « 110 » ( 436 ) گردى ، * درآى و رنگ گل بگذار و « 111 » بگذار ،
كه عشق ، اى دل ، چو بو اندر گلابست ، * تو بگذار آب و آن بُو در دماغ آر .
دريغا ، نيست آزادى درين دهر * كه بنمايم جمال عشق يكبار .
چو باشد پردهء آن مِهر تابان * نمودارىّ خود در نور و در نار .
جمالى ، نور نار و كفر و ايمان * چو ذرّاتند سرگردان چُو پرگار .
بخوان هر لحظه « ما ازددت يقينا « 112 » » ( 437 ) ؛ * مجُو اندر جهان ادراكِ ابصار « 113 » ( 438 ) .
رسالة اخرى « 1 » رسالهء ششم
« بسم اللّه الرّحمن الرّحيم » . قوله تعالى :
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ ، بَلِّغْ ( 439 ) »
. و « 2 » قوله تعالى :
« إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ »
( 440 ) .
اى عزيز ، هر كس كه پيدا شد « 3 » ، به قدر او حق ، تعالى ، برو امر مىكند . امرى « 4 » كه بر انسان واجبست « 5 » بر حيوانات « 6 » نيست . امرى « 7 » كه بر انبياست بر مؤمنان نيست . جهد بكن و قرآن را بدان تا فرق نيك و بد توانى كرد و حاصل [ عمل ] « 8 » هيچكسى بر آن شخص و اصل نشود « 9 » ، تا وقتى كه در عمل خود يكرنگ باشد « 10 » و چنان كه باشد ، خود را چنان نمايد ، و حال آنكه وحوش و طيور و خلايق كه به شكل انسانند و مشغول زراعتند و تجارت و مأمور همچون « 11 » خودى شده [ اند ، ايشان ناجىاند .
فى الحقيقة ، ] . « 12 » كار بر صلحاء و زهّاد و عبّاد « 13 » و مشايخ و على امثالهم سختست كه بىمرشد و
هامش
( 104 ) اين بيت از : مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل پاك شده .
( 108 ) تصحيح قياسى . در مج 1 ، مج 2 و مل : « خان » . در اصل پاك شده .
( 109 ) در مل و مج 2 : « ما » .
( 110 ) [ گلاب ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل : « گل آب » .
( 111 ) « و » در مج 1 ، مج 2 و مل نيست .
( 112 ) در مج 1 و اصل : « ما زددت يقينا » . در مج 2 و مل : « مزددت » .
( 113 ) در اصل ، مل و مج 2 : « ادراك و ابصار » .
( 1 ) « رسالة اخرى » در مج 2 نيست . در مل : « رساله » .
( 2 ) « و » در مج 1 و مج 2 نيست .
( 3 ) در مج 1 :
« شده » .
( 4 ) در مل : « امر » .
( 5 ) در مج 1 و مج 2 : « كه بر انسان است » .
( 6 ) در مج 1 :
« حيوان » .
( 7 ) در مج 1 و مل : « امر » .
( 8 ) [ عمل ] از مج 1 . در نسخههاى ديگر نيست .
( 9 ) در مج 1 : « هيچ شخصى به دو و اصل نشود » . در مج 2 : « هيچ شخص » .
( 10 ) در مج 1 و مج 2 : « شود » .
( 11 ) در مج 1 : « چون » .
( 12 ) [ اند . . . فى الحقيقة ] از مل و مج 2 . « ناجىاند » در مج 1 نيست . در اصل پاك شده است .
( 13 ) در مل : « عباد و زهاد » .