تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
همىخواهم بِدَرّم پرده‌شان پاك ، * مرا دلدار مىگويد خَمُش دار ( 408 ) .
ز سوزِ « 64 » عشق و سوداى دلارام ، * زبان در نغمه مىآيد در اسرار .
[ به هر دَم ] « 65 » صد هزاران فكرِ بِكرم * درآيد ، بگذرد ، نارم ( 409 ) به گفتار .
يكى از صد هزار ار بجهد از دم « 66 » ، * همه تسبيحها گردد چو زُنّار .
[ اگر ] « 67 » در چارسو [ ( 410 ) گويم من ] « 68 » اين راز ، * به آزار اندر آيند « 69 » اهل بازار .
و گر اندر صوامع ( 411 ) بازگويم ، * به يك لحظه شود اقرار انكار .
و گر در خانقه گويم بَرِ شيخ ، * بِبايد جَستنم مَر سُوى كُهسار .
بيا تا مختصر گردانم اين راز « 70 » ، * بگويم مقصدِ آن سائل ، اى يار .
ولى مقصود من پير و مريدست ، * [ تو از ] « 71 » افسانه مشنو ، دَم نگهدار .
تأمل كن تو « 72 » مغز از پوست ، اى دوست ، * بهل افسانه ، معنى گوش مىدار .
سؤالى كرد مردى رازجوئى * كه [ چِبوَد ] « 73 » ( 412 ) آن ستارهء بَرق‌رفتار ( 413 ) .
چرا هر شب به سوئى همچو آتش * فروزد شعله ، گردد ناپديدار ؟
[ ز ] « 74 » چه پيدا شود ، وز « 75 » چيست اين « 76 » نور ؟ * ازين اسرارِ پنهان پرده بردار « 77 » .
جوابش داد پيرى از روايت ، * ز اخبارِ شنيده كرد تكرار
[ كه بودستند بعضى از ملائك ] « 78 » ؛ * كُنون اسمش شياطين گفت جبّار ،
ببين اندر زمين [ كفّارِ مهجور ] « 79 » ، * فتاده دُور از افلاك و زِ انوار « 80 » .
[ همه شب تا به روز و روز تا شب ] « 78 » * [ به دوش ] « 81 » يكدگر چسبند « 82 » زن‌وار .
هواى آسمان گيرند چون كُور ، * نهند آن گوش را بر سوى آن دار « 83 » ( 414 ) .
[ چو نمّامان ( 415 ) سخنها را بدانند ] « 78 » ، * زمين آيند و گُويند با خر و بار .
خبرهاى بد و نيكِ فنائى * از ايشانست ، اى مَردِ خبردار .
[ بود گه‌گه چنان كين « 84 » راست آيد ] « 85 » ، * و ليكن بيشتر گردد سيه‌كار .
هامش
( 64 ) در مج 1 : « رموز » . ( 65 ) [ بهر دم ] از مج 1 ، مج 2 و مل ، در اصل ناخوانا . ( 66 ) در مج 1 : « يكى از صد هزاران بجهد از دهر » . در مج 2 : « يكى از صد هزاران بجهد از دم » . ( 67 ) [ اگر ] از مج 1 و مل . در اصل ناخوانا . در مج 2 : « و گر » . ( 68 ) [ سو گويم من ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل ناخوانا . ( 69 ) در مل : « اندرآيد » . ( 70 ) در مج 2 : « اين گفت » . ( 71 ) [ تو از ] از مج 1 و مل . در اصل ناخوانا . در مج 2 : « تو آن » . ( 72 ) در مج 2 : « جدا كردن تو » . ( 73 ) [ چبود ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل ناخوانا . ( 74 ) [ ز ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل ناخوانا . ( 75 ) در مج 1 ، مج 2 و مل : « از » . ( 76 ) در مج 1 : « آن » . ( 77 ) در مج 2 : « بكن احوال اين را نيك اظهار » . ( 78 ) اين مصراع در اصل پاك شده است . از مج 1 ، مج 2 و مل . ( 79 ) [ كفّار مهجور ] از مج 1 . در اصل ، مل و مج 2 : « افكار و مهجور » . ( 80 ) تصحيح قياسى . در اصل : « دور از افلاك و انوار » . در مج 1 ، مج 2 و مل : « افلاك و انوار » . ( 81 ) [ بدوش ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل : « روش » . ( 82 ) در مل : « چنسند » . ( 83 ) در مج 2 : « بر فوق آن دار » . ( 84 ) در مج 1 و مج 2 : « كان » . در اصل پاك شده . در مل : « كين » . ( 85 ) اين مصراع در اصل پاك شده . از مج 1 ، مج 2 و مل .