آنكه عُمرى در پيش مىتاختم * چون نَفَس در كام و فرمان منست .
جام در دورست دائم همچو روز ، * شب گذشت و روز دَوران منست .
وانكه شبگُونست [ و ابرآلود و ترش ] « 25 » * همچو ماه و مِهر تابان منست « 26 » .
آنكه تو دربانِ عزت گوئيش * همچو تركِ شوخ دربان منست « 26 » .
دل ز دستش هر زمان در وَلولَه است « 27 » ، * سلسلهاش زلفِ پريشانِ منست .
اين و آن بگذار و خوش زُنّار ( 383 ) بند ، * اين امانت بين كه ايمانِ منست .
چون بدانى چونكه عاشق [ نيستى ] « 28 » ؟ * كين « 24 » نمك [ بر ] « 29 » جانِ بريانِ منست « 30 » .
چون جمالى خانه ويران كُن ، بيا ، * گر هوايت سُوى بستانِ منست .
اى سالك ، اين امانت جمهور خلايق را ندادهاند . اين « 31 » ملازم انبياء و اولياست و حضرت سيّد الانبياء محمّد مصطفى ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، اين را « 32 » كه در قرآن « امانت » « 33 » مىفرمايد « 34 » ( 384 ) در حديث به بلايش مىخواند « 35 » كه « البلاء موكّل [ على ] « 36 » [ الانبياء ] « 37 » ثمّ الاولياء « 38 » ثمّ الأمثل فالامثل » ( 385 ) . قومى كه اثر اين امانت و اين بلا به ايشان رسد ، صورت ايشان منوّر مىشود به نور عشق نه به آتش عشق ، سستقدمى مىكنند و بازميگردند . پس واجبست ، اى سالك ، كه دائم « 39 » اين دعا را كه نصّ قرآنست ورد خودسازى كه « بسم اللّه الرّحمن الرّحيم . »
« رَبَّنا ، لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ »
( 386 ) . تا از مردودان نشوى و ذكر اين قوم كه در صحبت درويشان مىآيند و بيرون مىروند و خود را [ به خلق ] « 40 » مىنمايند . چنان كه تحقيق اين آيتست « 41 » و تأويل اين برهان « 42 » ، گفته شده ، ساعتى « 43 » نيك تأمل كند « 44 » تا از مغويان ( 387 ) نباشد و از مهجوران ( 388 ) و معذّبان ( 389 ) و محرومان نگردد « 45 » .
قصيده :
بيا يكدم چو آدم دَم نگهدار * كه تا گَردى خليفهء دَورِ پرگار . ( 390 )
بيا چون نوح بيزار از جهان شو * كه آيد در دلت صد بحر زَخّار « 46 » ( 391 ) .
جدا گرد از پدر همچون بَراهيم * كه جان پرلاله بينى در دل نار .
هامش
( 24 ) در مج 1 : « كاين » .
( 25 ) [ و ابرآلود و ترش ] از مل و مج 2 . در اصل : « ابروآلود و ترش » .
( 26 ) اين بيت در مج 1 نيست .
( 27 ) « است » در مج 1 نيست .
( 28 ) [ نيستى ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل ناخوانا .
( 29 ) [ بر ] از مج 1 . در اصل ، مل و مج 2 : « در » .
( 30 ) در مج 2 : « اين بيت با بيت قبلى جابجا شده است » .
( 31 ) در مج 1 و مج 2 : « آن » .
( 32 ) در مج 1 و مج 2 : « آن را » .
( 33 ) در مج 2 : « امانتش » .
( 34 ) در مج 1 و مج 2 : « مىخواند » .
( 35 ) در مج 1 و مج 2 : « خوانده » .
( 36 ) [ على ] از مج 1 .
( 37 ) [ الانبياء ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل :
« بالانبياء » .
( 38 ) « ثم الاولياء » در مج 1 و مج 2 نيست .
( 39 ) « دائم » در مج 2 نيست .
( 40 ) [ بخلق ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل : « با خلق » .
( 41 ) در مج 1 . و مج 2 : « آيت » .
( 42 ) در مج 1 و مج 2 : « برهانست » .
( 43 ) در مج 2 : « يك ساعت » .
( 44 ) در مل : « كن » .
( 45 ) در مج 1 : « تا از مغويان و معذبان و محرومان نگردد » . در مل : « تا از مغويان نباشى و از مهجوران و معذبان و محرومان نگردى » . در مج 2 : « تا از مغويان و مهجوران و معذبان و محرومان نگردد » .
( 46 ) در مج 1 : « ذخار » .