[ مقدمه ]
بخش اول : شرح احوال و آثار پير جمالى .
1 ) وضع تاريخى ، اجتماعى ، و فرهنگى روزگار مؤلف .
الف ) وضع تاريخى :
قرن نهم هجرى كه مقارن حيات پيرجمالى است عصر فرمانروائى پادشاهان و خانان تيمورى در ايران است . البته بايد در نظر داشت كه در گوشه و كنار اين كشور پهناور سلسلههاى محلى وجود داشتند ولى حدود اختياراتشان از همان نواحى محدود تجاوز نمىكرد . در حقيقت براى بررسى اوضاع تاريخى دورهء زندگى پيرجمالى بايد نظرى اجمالى بر تاريخ دورهء تيموريان ( 911 - 771 ه . ق . ) بيندازيم و در مورد سلسلهء قراقويونلو يعنى طايفههاى متحد تركمان كه در قسمتهائى از ايران و بين النهرين امارت داشتند بطور مختصر توضيح دهيم .
امير تيمور قطب الدين پسر امير ترغاى رئيس قبيلهء برلاس ( ) در سال 736 هجرى قمرى در قريهاى نزديك شهر « كش » « 1 » ماوراءالنّهر متولد شد . گويند كه جد وى نسبت به طايفهء صلحاء و فقراء كمال اخلاص را داشت و خود او نيز از همان اوان جوانى به زاهدان و پيران سلسلهء فقر ارادت ويژهاى مىورزيد و غالبا به خدمت ايشان مىرسيد و از آنها طلب همت مىنمود .
امير تيمور در حدود سال 763 هجرى قمرى قدم به ميدان سياست گذاشت و از سال 782 هجرى قمرى حملات خود را به ايران آغاز كرد ، و لقب « صاحبقران » يافت و بر قلمرو وسيعى سلطه پيدا نمود . تيمور با حملات چند سالهء خود بر ايران حكومتهاى محلى را برانداخت و يك حكومت
هامش
( 1 ) « كش » در جنوب سمرقند ، بر سر راه سمرقند و بلخ قرار دارد .