عالميان [ كه ] « 416 » محمد مصطفى است ، صلى اللّه عليه [ و آله و على ] « 417 » احبّائه و على جميع المشتاقين ، از لب و دندان درربار مىفرمايد كه « كن فى الدنيا كانك غريب او عابر سبيل و عدّ نفسك من اصحاب القبور » ، يعنى گوش سر به گوش سرّ بپيوند « 418 » و از عالم تصويرات ( 182 ) و هرچه تعلق به عالم فنا دارد ، بمير و خلاص شو پيش از مرگى كه دد و دام را باشد و حيوانات و طيور و خلايق كه شكل انسان دارند و در درون هزار بت گوناگون دارند « 419 » ، يعنى در پاگاه ( 183 ) خران ممير . پيش از آنكه ايشان را مىرانند ، ماتم نفس خود بدار و زندهء جاويد گرد و در حلقهء آن ذاكران درآ كه در فصل اول « 420 » گفته شد كه رو در يكديگر آورند [ كه ] « 416 »
« إِنَّمَا
« 421 »
الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ »
( 184 ) و ديگر « المؤمن مرآة المؤمن » ( 185 ) كه روى در روى يكديگر آورند و در عالم حقيقت يكديگر بينند . و اين حلقه در پيرامن جان حضرت مصطفى است ، و تو تا اهل بيت نشوى و مصطفى در حق تو نگويد كه « 422 » « سلمان منّى « 423 » » ( 186 ) ، تو اين لذت « 424 » كجا بينى ؟ و گفتم كه « 425 » پيش از مرگ بمير ، چنان كه حق ، جلّ جلاله ، مىفرمايد [ كه ] « 426 »
« وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ »
« فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ
« 427 »
عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ »
( 187 ) . هرگاه كه با نفس قتل نكنى « 428 » [ و از خانهء ] « 429 » بود خود نقل نكنى و لعنت بر خيالات عقل نكنى ، در ميدان شهسوار عشق درنيائى .
اى عزيز ، تا دربند خانومان باشى [ و بندهء آز ] « 430 » و هوس زنان باشى ، صد هزار بار كم از مخنثان باشى « 431 » ، و مخنثان را در صف
« قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ »
چه كار باشد و بيگانه را در [ بلاد اللّه ] « 432 » ( 188 ) چه انس باشد و لنگ و كور را در « سبيل اللّه » چه رفتار باشد و زندهء « 433 » در ژنده ( 189 ) پيچيده با اصحاب قبور چه حضور يابد ؟
اى عزيز ، اگر [ احاديثى ] « 434 » كه سرور فقرا ، محمد مصطفى ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، فرموده در عالم فقر و فنا در پيش اين حديث كه « كن فى الدنيا كأنّك غريب » بنويسند ، بدانى كه اين حديث در ميان آن احاديث كه آن حضرت سيد العالمين « 435 » فرموده ، غريبست ، چون مصطفى كه در ميان انبياء و خلايق غريبست و درويشان نيز در [ ميان ] « 436 » مشايخ و زهّاد و علماء « 437 » و
هامش
( 416 ) [ كه ] از مج 1 و مج 2 .
( 417 ) [ و آله و على ] از مج 1 و مج 2 . در اصل و مل : « و على آله و » .
( 418 ) در مج 1 و مل : « يعنى به گوش سر پيوند » .
( 419 ) « دارند » در مج 1 نيست .
( 420 ) در مج 1 : « آن ذاكران كه در آن فصل اول » .
( 421 ) « انما » در مج 1 ، اصل و مل نيست .
( 422 ) « كه » در مل نيست .
( 423 ) تصحيح قياسى . در تمام نسخهها « السلمان منى » .
( 424 ) در مل : « لذات » .
( 425 ) « كه » در مل و مج 2 نيست .
( 426 ) « كه » در مج 1 ، مج 2 و مل نيست .
( 427 ) در مج 1 : « لا خوف » . در اصل : « ان لا خوف » .
( 428 ) در مج 1 : « نفس را قتل نكنى » .
در مج 1 : « نفس مقاتله نكنى » .
( 429 ) [ و از خانه ] از مج 1 و مج 2 . در اصل ناخوانا .
( 430 ) [ و بندهء آز ] از مج 1 . در اصل ناخوانا .
( 431 ) در مج 1 : « از مخنثان كمتر باشى » .
( 432 ) [ بلاد اللّه ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل ناخوانا .
( 433 ) در مج 1 : « ژنده » .
( 434 ) [ احاديثى ] از مج 1 . در اصل و مل : « احاديث » .
در مج 2 : « از احاديث » .
( 435 ) « سيد العالمين » در مج 1 و مج 2 نيست . در مل : « العالمين » نيست .
( 436 ) [ ميان ] از مج 1 و مج 2 .
( 437 ) در مج 1 و مج 2 : « علماء و زهاد » .