تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
و مريد صاحب جهل ، و تنبيه نمود « 1 » به ترك صحبت با مردم نااهل ، احتياج به شرح نيفتاد . ليكن بيان ترسايى كه مناسبت با زنّار دارد ، خواهد رفت . اشارت به ترسايى :

[ تجريد و رهايى از تقليد ]

ز ترسايى غرض تجريد ديدم * خلاص از ربقه‌ى تقليد ديدم « 2 »
امّا تجريد اشارت به آنكه حضرت عزّت ، عيسى را فرمود كه : « تجوّع ترانى ، تجرّد تصل » . و تخلص از ربقه‌ى تقليد ايماست بر آنكه عيسى به مقتضاى حكم انجيل ، بنى اسرائيل را در قليلى از احكام گفت كه عدول از پيروى تورات كردند ، و احبار يهود بدين واسطه دشمن او بودند و قصد كشتن او كردند ، و خداى تعالى او را حفظ كرد ، و به آسمان قدس رفع فرمود . و تجريد و خلاص از تقليد رسميّات و عاديّات كه ترسايى مثال آن است ، سالك را ضرورى است ، تا دل ساده شود ، و جان با نور وحدت بىنشان « 3 » انس تواند گرفت . چه ساكن بودن او در مرتبه‌ى وحدت مستلزم بقاى جاويد است ، نه تقلّب او به تعلّقات كثرت كه اختلاف آن تعلّقات موجب فناى على الدّوام است . و از اينجا گفت ( بيت ) : « 4 »
جناب قدس وحدت دير جان است * كه سيمرغ بقا را آشيان است ز روح الله پيدا گشت اين كار * كه از روح القدس آمد پديدار
تجريد و خلاص از تقليد ، كه حقيقت ترسايى است ، روش عيسى روح اللّه است ، كه به توسط روح القدس جبرئيل ظاهر شده است . و تسميه‌ى عيسى به روح اللّه . شايد كه از براى آن باشد كه دل او حامل روح اسماى الهى بود « 5 » كه سرّ وحدت ذات است . و تسميه‌ى جبرئيل به روح القدس به واسطه‌ى آنكه روح اسماى الهى « 6 » [ را ] به سوى دل مجرد پاك از تصور لوازم تعيّنات كثرت ، او مىرساند ؛ و اين روش اگرچه در طور نبوت برافتاده است ، كه نبوت ختم يافت ، و در طرز ولايت ممكن
هامش
( 1 ) . پا : ( نمود ) را ندارد . ( 2 ) . دا : ( اين بيت ) را ندارد . ( 3 ) . پا : بىشان . ( 4 ) . دا : ( بيت ) را ندارد . ( 5 ) . پا : ( بود ) را ندارد . ( 6 ) . پا : ( كه سرّ وحدت . . . اسماى الهى ) را ندارد .
نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 363 | شاه محمود داعى شيرازى / پرويز عباسى داكانى