خود بر رياضت مترتّب مىشود ، و بلكه به واسطهى رياضت مشاهدهى انوار در خلوت روى مىنمايد ، و بر مزيد فايدهى خوارق عادت نيز اتفاق مىافتد ؛ مىگويد كه [ آن ] رياضت كه به قصد اين اغراض باشد ، علم يقينى بر آن ترتّب نمىيابد ، خاصه كه از جملهى اين اغراض ، كرامات از براى خودنمايى خواهد در نظر عامّه ، و معلومات از براى ترّهات ، و شطح و طامات گفتن . و مآل اين غرضها همه به آن راجع است كه بنده در ريا و سمعه مهلت يابد ، و مأمولات فاسدهى دنيويّهى او از تقدير حق تعالى به حصول پيوندد . و او پنداشته باشد كه رياضت مفيد است ؛ چه با وجود آن به حصول مأمول فايز است ، و نمىداند كه اين معنى نقصان اوست ، و استدراج حق است ، و نشان غضب و قهر خداوند در شأن او . زيرا كه چون كرامات از مردان حق چنان ظاهر شود كه طلب نكرده باشند ، و نه مسئول و مأمول ايشان بود ، آن كرامات حقّانى بود ، نه شيطانى . و الّا شيطان نيز خوارق عادات دارد ، كه از حق خواسته است از براى اضلال و اغواى بنىآدم ، و حق تعالى به مزيد قهر و غضب ، مسئول او اجابت كرده از باب استدراج ، تا ديرش بگذارد و عاقبتش سخت بگيرد در روز قيامت .
چنانچه در قرآن مجيد خبر داد از اين حال ، و هو قوله تعالى :
« قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ »
. و در اين مهلت حضرت حقّ او را تصرّفى چند در آدمى داده است . چنانچه فرمود - عزّ من قائل - :
« وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَ أَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ وَ عِدْهُمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً »
. و در تصرّف مذكور شبيه كرامات از او بسيار صورتى واقع است ، و همه از لوازم شيطنت اوست . و بر اين جمله كه مكتوب گشت ، اشعارى هست از اين اشعار كه مىگويد « 1 » :
رها كن ترّهات و شطح و طامات * خيال خلوت و نور كرامات
هامش
( 1 ) . پا : مىگويد بيت .