تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
وساطت آن به مقصود مذكور مىتوان رسيد ، وضع كرده‌اند از مشغولى به صورتى چند كه موانع آن ادراك‌اند . و سنّة اللّه بر آن جارى گشته كه به واسطه‌ى صور شرعيّه به ادراك ظهور وجود مطلق رسند ، و به سبب امور منهيّه‌ى غير مشروعه از آن ادراك باز مانند ، و به صورت آن امور محجوب گردند . و اگر بر خلاف جريان اين سنّت كه گفته شد ، بت‌پرست به صورت بت « 1 » از آن ادراك مقصود بازنماندى ، حق‌پرست بودى نه بت‌پرست . و نظرى ديگر آنكه ، چون همه صورتى به اندازه‌هاى خويش كه در علم الهى بر آن بوده ، اينجا نموده ، و مخلوقيّت آنها به نسبت با خالق - كه آن ذات مطلق متحقّق بعينه ظاهر فى غيره است - ، اين معنى دارد كه همه مظهر ظهور او واقع‌اند به اختيار او ، كه عبارت است از مطابقهء حال اعيان خارجيه‌ى اعتباريّه با احوال آن اعيان در علم ازلى الهى . پس همه مخلوق او باشند و در همه مخلوقى حكمتى بود . و آن‌چنان‌كه محراب و مسجد به كارى آفريده شده باشد ، بت و بتكده از براى كارى بود . امّا غرض مؤمن به سنّت الهى از محراب و مسجد حاصل بود ، نه از بت و بتكده ؛ و محراب و مسجد از اسباب هدايت او باشد ، نه بت و بتكده . چنان كه بت و بتكده به سنّت الهى از اسباب ضلالت كافر است ، و غرض شيطان و نفس امّاره از آن حاصل . آنچه گفته شد بنا بر مذهب ناظم بود . و مىتواند بود كه به ظاهر مذهب ما نيز ابيات « 2 » اين مبحث موجّه گردد ، به آنكه از ابواب اعتقاد است كه بت‌پرستى بت‌پرست را به قاعده‌ى « بالقدر خيره و شرّه » گويند كه در ايمان و توحيد دخلى دارد ، كه موحّد آن بود كه شرعا تصديق كند به آنكه كفر و دين همه وجود از ارادت و مشيّت حقّ تعالى يافته‌اند ، و به وجود مراد حق تعالى قايم‌اند ، و از جمله مراد او يكى وجود بت است . و چون مراد او بىحكمتى نباشد ، وجود بت را عبث نتوان گفت ؛ و ازآن‌رو كه خالق حكيم آن را آفريده است ، نظر به صانعيّت او
هامش
( 1 ) . دا : ( بت ) را ندارد . ( 2 ) . دا : اثبات .