تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
بعضى به غلبه‌ى آثار بعضى ، لايزال از حيّز ظهور مىافتند ، و در پرده‌ى اختفا مىروند . اختفاشان كه عدم الظّهور است ، نزد ارباب ظهور به عدم الوجود تسميه مىيابد . و عدم الوجود چون مستلزم عدم ظهور وجود مطلق است ، در صورت وجود ايشان كه خير محض است ، هرآينه شرّ بود ، و شرّ از غير ؛ چه از تقابل و تضاد غير ، شرّ ظاهر شد . و سؤالى بيايد كه گفتى كه شرّ از غير است كه ما سوى اللّه است ، و حال آنكه اعتقاد بايد كرد كه خير و شرّ به تقدير خداست . مىگوييم منافاتى نيست به واسطه‌ى آنكه تقابل و تضاد اشيا كه منشأ شرّ است ، اندازه از ظهور وجود مطلق يافته‌اند كه در علم الهى چنان بوده‌اند كه نموده‌اند . و تا ظهور وجود مطلق در وجود مقيّد نشده ، موجودات مقيّده به حدودى كه ماهيّات ايشان در علم بر آن بوده ، عين نيافته‌اند . پس شرّ در ايشان به واسطه‌ى تقابل و تضاد از تقدير ازلى بود كه حكم علم حقّ است ؛ و خيرشان كه وجود ايشان و لوازم است ، هم به تقدير ازلى كه حكم علم « 1 » الهى است ، باشد . و تحقيق اين مبحث به آن باز گردد ، كه اگر نسبت ظهور وجود مطلق - كه در تحقّق احتياج به غير ندارد - به سوى وجود مقيّد اعتبارى حاصل است ، وجود مقيّد هست و خير هست ؛ و اگر آن نسبت حاصل نيست ، وجود مقيّد نيست ، و شرّ هست . و پس خير و شر هر دو تابع ظهور او باشد ؛ ظهورى كه به اندازه‌ى قبول هر ماهيّتى در آن ماهيّت واقع مىشود . اگر آن اندازه اقتضاى بقاى نسبت ظهور كرده ، خير كه نسبت وجود ممكن است از ظهور واجب ، حاصل است ؛ و اگر آن اندازه اقتضاى بقاى نسبت ظهور نكرده ، شرّ كه نسبت عدم است در ممكن ، از عدم ظهور واجب در او واقع است ، و ظهور وجود كه خير است و وقوع عدم كه شرّ است ، از آن اندازه است كه مذكور شد ، و آن اندازه تقدير ازلى است .
هامش
( 1 ) . دا : ( علم ) را ندارد .