تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
خراباتى شدن از خود رهايى است * خودى كفر است اگر خود پارسايى است
خرابات علم آن دور مجتمعه است كه در آن رنود و اوباش به ملاهى و مناهى مشغول مىشوند ، و اسباب آنها آنجا آماده است . و اتصاف آن به خرابى يا از جهت صورت آن محل باشد كه دور از عمارت شهر معهود است كه واقع شود . پس به واسطه‌ى بعد از عمرانش خراب گرفته‌اند ؛ يا به سبب خرابى حال اهل آنكه از نيك نامى به بدنامى افتاده‌اند ، و خانه‌ى اعمال صالحه خراب و سياه كرده‌اند . و صوفيان لفظ خرابات را يا از براى دل شكسته استعاره كنند - به اعتبار حديث : « انا عند المنكسرة قلوبهم » ؛ يا از جهت مقام فناى سالك ؛ امّا در اوّل ، خرابى شكسته ظاهر است ، و در ثانى مراد خرابى در رسوم و عادات است . پس نزد درويشان مرد دل‌شكسته‌ى فانى ، خراباتى ايشان باشد ، و اين خراباتى از خود گذشته باشد ، كه اگر از خودى نگذشته است اين « 1 » خودى در راه توحيد حجاب اوست ، و آن است كه كفر معنوى است . چه كفر صورى پوشيدن دين حق است به دين باطل ؛ و اين كفر ، پوشيدن معنى وحدت مطلقه است به هر صورتى كه از عالم كثرت آن را در نظر آرند ، گر خود همه صورت صلاح است ، چه جاى صورت فساد . پس مقصود اينجا آن بود كه همه صورت‌ها كه معنى وحدت مطلقه مىپوشند از نظر مشاهده بيفكنند . و ناظم - قدّس سرّه « 2 » - ازينجا گفت ، ( بيت ) : « 3 »
نشانى داده‌اندت از خرابات * كه التّوحيد اسقاط الافاضات خرابات از جهان بىمثالى است
از جهت آنكه در فنا هيچ نيست ، پس چگونه در آنجا مثال چيزى بود .
مقام عاشقان لاابالى است
ايشان كه به عشق وحدت مطلق از ترك رسوم و عادات بلكه ترك
هامش
( 1 ) . پا : ( اين ) را ندارد . ( 2 ) . دا : ( ناظم قدّس سرّه ) را ندارد . ( 3 ) . ( بيت ) را ندارد .