گرفته دامن رندان خمّار * ز شيخى و مريدى گشته بيزار
چه شيخى و مريدى اين چه قيد است ؟ * چه جاى زهد و تقوى اين چه شيد است ؟
چون صوفى « 1 » چنان كه گفت از اوصاف بيرون آمد با اشياى خسيسه چنان بر حرمت است كه با اشياى نفيسه . و در اين حال تتبع رندان معنوى كه مستان شراب تجلّىاند ، مىكند ؛ كه تجلّى چون مخصوص به مظهرى دون مظهرى نيست ، با همه به يك منوال در معامله است ؛ و با وجود اين معنى تمكّن و وقار رسمى از او مسلوب بود ، تا با همه بنشيند و با همه بگويد و بشنود ؛ به طبع خوش و روى گشاده بسر برد و گاه نيز مزاح مباح از او در وجود آيد ؛ و در تمكين و حشمت باطنى كوه گران و آسمان بلند بود . و حال حضرت ولايت پناه ، امام المتّقين و قبلة الموحّدين امير المؤمنين على ابن ابى طالب عليه سلام اللّه و كرم اللّه وجهه الاكرم « 2 » ، چنين بوده است . لاجرم در « 3 » امر خلافت ظاهرى ، ديگران در شأن او انديشهاى مىنمودند كه چون با همه ذرّات به مثال آفتاب عالمتاب در ميان است ، مبادا كه از او كار خلافت مهيّا نگردد ، و حال آنكه چون هيچ چيز قيد او نيست ، هيچ چيز در هيچ امر نيز مانع او نباشد . و اوست كه صاحب جمع مراتب است . و خداوند القاب و مناقب مولاناى روم گويد - قدّس سرّه - شعر : « 4 »
جمع صورت با چنان معناى ژرف * نيست ممكن جز ز سلطانى شگرف
هرچه كند براى خدا باشد نه به روى و ريا باشد . بيت : « 5 »
اگر روى تو باشد در كه و مه * بت و زنّار و ترسايى ترا به
مىتواند بود كه بت و زنّار و ترسايى ظاهر خواسته باشد ، كه چون ريا شرك خفى است ، و اين اشيا از لوازم شرك جلّى ، آن ديرتر زائل شود به واسطهى بطانت ، و اين زودتر به سبب ظهور . پس اين امور مذكوره به از
هامش
( 1 ) . پا : صافى .
( 2 ) . دا : ( اللّه . . . الاكرم ) را ندارد .
( 3 ) . پا : ( در ) را ندارد .
( 4 ) . پا : ( قدّس سرّه : شعر : ) را ندارد .
( 5 ) . دا : ناظم مىگويد .