تجلّى به اسم الظّاهر فرموده ، و اين يك وجه بود از اشارات ناظم در شراب و شمع و شاهد كه گذشت . و اشارات ديگر دارد ، و در هر مرتبه كه مشاراليه مذكور شود ، مقصود صورتى از صور تجلّيات حق بود « 1 » ، خواه مراتب كونى و خواه مراتب الهى . اشارتى ديگر مىكند ( بيت ) : « 2 »
شراب اينجا زجاجه ، شمع مصباح * بود شاهد فروغ نور ارواح
و اين معانى را اخذ از آيهى :
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
، فرموده باشد .
ز شاهد بر دل موسى شرر شد * شرابش آتش و شمعش شجر شد
شعلات جذبه در دل موسى نياويخت الّا از ظهور نور مطلق در صورت مقيّد . چه مقصود او در صورت آتش
« إِنِّي آنَسْتُ ناراً »
جلوهى
« فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ يا مُوسى إِنِّي أَنَا رَبُّكَ »
بنياد نهاد . و چون لذّت روحانىاش از آن آتش به منتها رسيد ، به اعتبار آن لذّت ، آن آتش چنانچه شاهد او بود ، شراب او گشت . و چون همان آتش از شجر
« مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يا مُوسى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ »
، زبانهى نور مىافروخت آن شجرش شمع آمد .
اين اشاراتى بود كه ناظم را در معاملهى كليم - عليه الصّلاة « 3 » و السّلام - روى نموده . و در حكايت حال حضرت مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله « 4 » و سلّم - چنين فرموده « 5 »
شراب و شمع ، جام و نور اسراست * ولى شاهد همان آيات كبراست
آن حضرت را لذّت تام در شب معراج چگونه نبوده باشد كه شراب حال « لى مع اللّه وقت لا يسعنى فيه ملك مقرّب و لا نبى مرسل » او را در جام آخر اسرى
« سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى »
آن شب ريختند ، و شمع « نورا ارى » كه در تفحّص بعض صحابه اشارت به آن فرمود ، آن زمان برافروختند . و در نشانهاى
« لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى »
كه شاهدان « 6 »
هامش
( 1 ) . دا : بوده .
( 2 ) . دا : و مىگويد .
( 3 ) . دا : ( الصلاة ) را ندارد .
( 4 ) . پا : ( و آله ) را ندارد .
( 5 ) . دا : فرمود .
( 6 ) . پا : مشاهد آن .