تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
نهفته زير هر مويى از او باز * هزاران بحر علم از عالم راز
و در اين نظم ، ملاحظه‌ى كثرت در وحدت كرده ، چون خط بر رخسار ؛ و افراد كثرت « 1 » چنان انگاشته ، كه تارهاى موى خط ؛ و در ميان همه نسبت به كلّى بودن و جزيى بودن ثابت « 2 » . و اگر گويند : « سبع المثانى هفت دو دو باشد ، و تو گفتى كه مراد صفات سبعه است » ، گوييم كه در هر « 3 » مفهومى از اين مفهومات كه امور كلّيه‌اند ، جهت وجوب و جهت امكان هر دو ملحوظ است . و لهذا نظر به منسوب اليه ، جايى مىگوييم كه علم قديم و جايى مىگوييم كه علم حادث ، و قس الباقى على ذلك . و از ميان ممكنات ، حقيقت انسان به اين صفات سبعه آراسته است من حيث المجموع ؛ و در صورت او نيز از خطّ عارض و مژگان و مثل آنچه در حيّز مطابقه توان آورد ، دلايلى بر سبع المثانى هست . چنانچه بعضى از مؤوّلان در مطابقات اين باب يد طولى نموده‌اند ، و كتب را در اسرار آن به نظم و نثر پرداخته . و بزرگى از مشاهدان اين مشهد اين بيت « 4 » مىگويد ، « حضرت امير قاسم » [ - شاه قاسم انوار ] فرمايد : « 5 »
ز نور روى تو پيداست سرّ سبع مثانى * ز جبهه‌ى تو هويداست آن لطيفه كه دانى
[ با سرودن ] « آن لطيفه كه دانى « 6 » » ، درّ خوشاب سخن ناظم در پاس خطّ چندان قيمت و بلندى يافت كه به عرش رسيد . بيت : « 7 »
ببين بر آب قلبِ عرشِ رحمان * ز خطّ و عارضِ زيباى جانان
مىخواست كه در اين بيت اشارت به سوى عرش اللّه كه قلب مؤمنان است ، و عرش الرّحمن ، هر دو باشد ؛ به اين عبارت فرموده . و غالبا مقصود آن است كه باز نمايد كه مىتواند بود كه خطّ را مثال
هامش
( 1 ) . پا : كثرات . ( 2 ) . دا : به آيت . ( 3 ) . دا : ( هر ) را ندارد . ( 4 ) . دا : ( بيت ) را ندارد . ( 5 ) . دا : شعر . ( 6 ) . پا : ( آن لطيفه كه دانى ) را ندارد . ( 7 ) . دا : گويد .
نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 328 | شاه محمود داعى شيرازى / پرويز عباسى داكانى