تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
گزاف اى يار نايد ز اهل تحقيق * مر اين را كشف يابد « 1 » يا نه تصديق

[ مجاز و حقيقت ]

و گفته نشود كه چون جمعى از مكلّفان استعمال اين مجازيّات در حقيقيّات مىكنند ، چرا همه كس را نشايد ؟ زيرا كه همه كس حقيقيّات از تحت مجازيّات به حدّ فهم و افهام نمىتوانند رسانيد ، و فهم آن مخصوص به ارباب ذوق و كشف است ؛ و كسى كه ذوق و كشف ندارد ، بايد كه فهم آن حقيقيّات از تحت مجازيّات در شأن ارباب معنى مسلّم دارد و تصديق بر آن بنمايد ، و اگرچه خود از اهل صورت است و اين مذاق ندارد ، و اگر دارد ، ناظم مىگويد ( بيت ) : « 2 »
بگفتم وضع الفاظ و معانى * تو را سر بسته گر دارى بدانى
در اين بيت ، تلويحى هست بر آنكه وضع الفاظ به ازاى معانى مطلقا بر اين وجه بوده است كه الهام از حق مىرسيده و بىاختيار الفاظ در معانى مناسبت از افواه استعمال مىيافته است . چون گفت كه در سه « 3 » حالت اهل دل را جائز است استعمال الفاظ مجازيّه‌ى كونيّه در معانى حقيقيّه ، ضابطه‌اى استعمال مقرّر مىكند ، مىگويد :
نظر كن در معانى سوى غايت * لوازم را يكايك كن رعايت به وجهى « 4 » خاص از آن تشبيه مىكن * ز ديگر وجه‌ها تنزيه مىكن « 5 »
مثلا گفتيم كه در الهيات چيزى هست كه اشيا همه به واسطه‌ى او به حد تبيّن مىرسد ؛ و در كونيات ديديم كه آنچه در حسّ ظاهر « 6 » چيزها به سبب او به حدّ تبيّن مىرسد انسان العين آدمى است . پس تشبيه كرديم آن چيز را كه در الهيات بود به اين انسان العين كه در كونيّات واقع است ؛ و آن واسطه‌ى تبيّن كه در الهيات بود ، نبود الّا آدمى . پس گفتيم كه آدمى در عالم الهيات چون انسان العين آدمى است در عالم كونيّات . چه او آنجا واسطه‌ى تبيّن اشياست ، و اين آنجا واسطه‌ى تبيّن مرئيّات . پس گفته شود
هامش
( 1 ) . دا : بايد . ( 2 ) . دا : ( بيت ) را ندارد . ( 3 ) . پا : همه . ( 4 ) . دا : وجه . ( 5 ) . دا : ( سه بيت باهم آمده و عبارت در اين . . . بعد از ان . ( 6 ) . پا : ظاهر بر .