تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
نمىآيد كه تفاوت باشد در ميان ايشان به حسب تجدّدى كه [ هر ] لحظه در اجزاى ايشان واقع است ، بلكه در تجدّد « 1 » دايمى همه مساوىاند .

[ خلق در خلق جديد ]

چنانچه ناظم گفت :
هميشه خلق در خلق جديد است * وگرچه مدّت عمرش مديد است هميشه فيض فضل حق تعالى * بود از شأن خود اندر تجلّى
به فيض فضل ، آن نمايشى مىخواهد كه در مراتب وجود پيوسته هست ، تمام و فراخور ، نه به شرط استحقاق اندازه‌ى استعداد ؛ بلكه مستحقّ و مستعد از او هر يكى به قدر خويش نصيبى مىبرند . و در حس ، اين معنى را مثالى هست كه « 2 » شعاع آفتاب فزون از قدر روزن مىتابد ، امّا هريك از روزن آن قدرى از آن به خود مخصوص مىيابد ، و اين اختصاص تابع استحقاق و استعداد است . و ظهور فيض فضل مذكور از مقتضيات ذات واجب تعالى است كه آن را شئون ذاتيّه و افعال الهيّه خوانند ، كما قال جلّ جلاله :
« كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ » ،
و اين ظهور را طايفه‌اى تجلّى خوانند ، و ظهور افعال را تجلّى افعال ، و ظهور اسما و صفات را تجلّى اسما و صفات ، و ظهور ذات را تجلّى ذات . و هرگز نباشد كه اين تجلّيات بىيكديگر باشند ، ليكن تا نظر صاحب مشاهده چگونه افتد . ملاحظه‌ى آنچه در نظر او بيشتر بود ، تجلّى را به آن نسبت كنند ، و تجلّى فعلى هر لحظه ظهور مجدّد مىشود ، و محلّ ظهور مبدّل به حكم :
« بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ » .
پس از طرف واجب تعالى ظهور فعل مجدّد ، تسميه به ايجاد مىيابد ، چه حق تعالى به ظهور خود آن را يافت كرده و از جانب ممكن الوجود قبول اثر مجدّد تسميه به تبدل يافته . چنانچه گفت :
از آن جانب بود ايجاد و تكميل * وزين جانب بود هر لحظه تبديل
و هر مظهرى را ، به اعتبار اين ظهور ، دو نسبت هست : يكى آنكه اين ظهور مجدّد را در او ابتدايى و انتهايى باشد ؛ و ديگر آنكه ظهور را در
هامش
( 1 ) . دا : ( كه . . . تجدد ) را ندارد . ( 2 ) . پا : ( تمام . . . كه ) را ندارد .