تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
فرقان حميد در اين مثال ، آيت
« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ »
معدود است ؛ و انسب آيت :
« كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ »
است « 1 » . و آيت
« بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ »
اگرچه صلاحيت آن دارد كه در مثال زوال خلق آورده شود ، مىتواند بود كه نيز مثال وجود خلق باشد . و اين وجود مجازى كه تا نيامده است رفته است ، و تا حاصل است زائل است ، و همواره اين وجود و زوال به حسب تلازم از درياى تجلّى شيوه‌ى ظهور و خفاى حباب در عين آب دارد ؛ چنانچه در دريا از دريا بر دريا نقوشى پيدا مىگردد كه آن را امواج بحر مىدانند . تجلى دايمى از باطن حقيقت تافته باهم ايجاد و تكميل ظهور در صورتى چند مىكند كه آن را شئون و افعال مىخوانند ، و به رسم اعدام و تبديل باز خفايى مىيابند . و حاصل اين كلمات اين است كه ناظم نظم « 2 » فرموده ( بيت « 3 » ) :
به كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ بيان كرد * لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ هم عيان كرد
و خلق جديد را در جهان كبير عموم از يك فرد انسان به حد تبيين رسانيد « 4 » كه گفت ( بيت « 5 » ) :
بود ايجاد و اعدام دو عالم * چو خلق و بعث نفس ابن آدم
قال تبارك و تعالى :
« ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ » .
تجدّد كلّ عالم امرى است واقعى ، چنانچه تجدّد بعضى از او . اين‌قدر هست كه امتدادى كه از توافق اجزاى بعضى اشيا اعتبار مىرود و آن را عمر و بقا خوانند ، به نسبت با آن امتداد در بعضى ديگر تفاوت دارد ؛ چه بعض افراد نبات ديرتر پايند كبعض افراد حيوان ؛ و بعض اجسام ، دير متلاشى شوند كبعض ديگر ، و تغيّرى كه در ماديّات توان يافت « 6 » ، در مجرّدات نتوان يافت . و از اين تفاوت كه در امتدادات اشياى مختلفه ظاهر است ، لازم
هامش
( 1 ) . پا : ( است ) را ندارد . ( 2 ) . پا : ناظم نظم . ( 3 ) . دا : ( بيت ) را ندارد . ( 4 ) . دا : رسانيدند . ( 5 ) . ايضا . ( 6 ) . پا : ( يافت ) را ندارد .
نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 289 | شاه محمود داعى شيرازى / پرويز عباسى داكانى