تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
مبتدع به كلمات شيرين تابعينى « 1 » سنّى را از راه مىبرد . و چنان كه گفته شد ، صرف توجّه از ملاحت امرد ببايد كرد ، كه آنچه با اوست ، بلاى خداست ، و آن است كه همه آشوب و فتنه از آن است . و در او اظهر امارت تأثير مؤثر حقيقى بر وجه قضاست ؛ چنانچه ناظم - قدّس سرّه « 2 » - مىگويد :
درون حسن روى نيكوان چيست ؟ * نه آن حسن است تنها ، گويى آن چيست جز از حقّ مىنيايد دلربايى * كه شركت نيست در فعل خدايى كجا شهوت دل مردم ربايد ؟ * كه حق گهگه ز باطل مىنمايد
مراد از شركت در فعل خدايى ، قضيّه‌ى « لا مؤثّر فى الوجود الّا اللّه » تواند بود ؛ يا آنكه هرچه بشر در آن اختيار ندارد و نه طبع « 3 » بشر ، مىگويند كه فعل حق تعالى است . و چون آدمى در ملاحت خود اختيار ندارد ، بلكه نه امرى است از لواحق مواد و صور نشئه‌ى عنصرى او ، آن فعل حق باشد ، و در فعل حق شركت اطلاق نتوان كرد . امّا هم به قول حق ، از فعل حق ، جايى چند ، تحاشى بايد كرد ، و اين معنى آدمى را ميسّر است . و اثبات كسب اشعرى ، مشعر بدين تحاشى است كه كسب فعل مأمور الى كسبه كنند و ترك كسب فعل منهى عن كسبه « 4 » . و اين گاهى تواند بود كه به مقتضاى
« يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ ، »
حقّ تعالى معين بنده باشد تا به كسب فعلى موفق شود و امر به آن باشد ، و ترك كسب فعلى كه نهى از آن بود ؛ و الّا اگر اين مدد در مراتب افعال نيابد ، پناه از تجلّى ذاتى به تجلّى ذاتى بايد برد . و در اين حيّز وسايل دخل ندارد و بيان اين مذكورات از اشارت « 5 » حضرت مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله « 6 » و سلّم - در دعا بايد جست كه : مىفرموده است كه ، « اللّهمّ انّى اعوذ بعفوك من عقابك و اعوذ برضاك من سخطك و اعوذ بك منك » .

[ كسب ]

بيت : « 7 »
هامش
( 1 ) . پا : ( تابعينى ) را ندارد . ( 2 ) . دا : ( قدّس سرّه ) را ندارد . ( 3 ) . دا : وجه انسانى . ( 4 ) . دا : دارد كه ملاحتش نام كرده . ( 5 ) . دا : ( يمحوا . . . اشارت ) را ندارد . ( 6 ) . پا : ( و آله ) را ندارد . ( 7 ) . پا : ( بيت ) را ندارد .