تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
ابواب جنّت مىتوان كرد كه گويند درهاى بهشت هشت است . در ازاى هشت شعبه از اخلاق حميده ، ذكا و تحفّظ ، از شعب حكمت ؛ و حيا و سخا از شعب عفت ؛ و حلم و رقّت از شعب شجاعت ؛ و وفا و عبادت از شعب عدالت . و رسوم اين شعب ذكر كنيم تا عمل به مقتضاى علم باشد از هر سعادتمندى كه مىخواهد كه به آن صفات متّصف گردد . اما ذكا آن بود كه سرعت انتاج قضايا و سهولت استخراج نتايج ملكه شود . و تحفّظ آن بود كه صورت‌ها كه عقل يا وهم استخلاص كرده باشد نيك نگاه دارد . و امّا حيا انحصار نفس است از ارتكاب قبيح از جهت حذر از استحقاق مذمّت . و سخا آن است كه انفاق ما ينتفع به كنند ، به حدّى كه شرع و عقل جائز دارند ؛ و ايصال آن به محل استحقاق باشد . و امّا حلم آن بود كه شخص در مكاره آشفته نگردد ، و غضب آسان آسان « 1 » او [ را ] به حركت نيارد . و رقّت آن بود كه شخص از مشاهده‌ى مستحق و مرافقت رفيق و تعهّد امر مستحسن ، طريقت اتمام ، مسلوك دارد ؛ و عبادت آن است كه ملازم امر و فرمان خالق باشد . پس در اوامر ، ارتكاب مأمورات كند ؛ و در نواهى از منهيّات اجتناب نمايد ؛ و تعظيم وسايل عبادت كه در ملايكه و انبيا و رسل‌اند و توقير اوصيا و ائمّه و اوليا و مقرّبان و علما و هدات سبل به تقديم رساند ؛ و مراسم دين همه طاعت شناسد ؛ و از آن عدول نجويد ، تا وفا به عهد حق تعالى كه عبارت از عبادت ، است به جاى آورده باشد . چه فرموده است :
« أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَ إِيَّايَ فَارْهَبُونِ » .
و ببايد دانست كه شرط عبادت آن است كه از شرك جلّى كه شركت « 2 » غير حقّ است در آن ، و از شرك خفى كه ريا و سمعه است ، پاك باشد . و الّا نه عبادت باشد و نه از عدالت باشد ، بلكه ظلم باشد . چه حضرت معبود به حق مىفرمايد كه :
« إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ » .
و مقرّر است كه جزاى عدل چيست و جزاى ظلم چيست ؟ ناظم مىگويد ( بيت « 3 » ) :
هامش
( 1 ) . ( آسان ) را ندارد . ( 2 ) . پا : شرك . ( 3 ) . دا : ( بيت ) را ندارد .