تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
است و آن تعطيل فكر است به اختيار .
به عفّت شهوت خود كرده مستور * شره همچون خمود از وى شده دور
شره طرف افراط شهوت است ، كه ميل به مشتهيات ، زيادت از قدر مرضىّ مىباشد ؛ و خمود طرف تفريط شهوت ، كه به اختيار از مستلذّى كه شرع و عقل پسنديده‌اند ، ميل انقطاع مىيابد ؛ و گاه هست كه آن استلذاذ ضرورت است . ( بيت ) :
شجاع صافى از ذلّ و تكبّر * مبرّا ذاتش از جبن و تهوّر
ذلّ و تكبّر طرفين تفريط و افراط شجاعت است . امّا ذلّ ، انكسار نفس است بىضرورت شرع و عقل ؛ و تكبّر بزرگى نمودن نفس نه به جايگاه خويش . و جبن و تهوّر همچنين طرفين تفريط و افراط اين صفت است . و امّا جبن ، حذر است از آنچه حذر از آن جميل نيست ، مثل كلمة الحقّ ناگفتن و از مقابله‌ى دشمن تحاشى كردن ؛ و تهوّر ، اقدام بر آن چيزى است كه عقل و شرع ، توقى از آن مستحسن مىدانند . و جبن و تهوّر ، در اضداد خلق شجاعت ، از ذلّ و تكبّر مشهور « 1 » است . و از اطراف غير مشهور اين دو از آن جهت ذكر كرده تا توهّم نيفتد كه اين اطراف كه ذكر مىرود ، بر سبيل حصر مذكور است ، بلكه از اطراف هريك از اصول اخلاق دو طرف مشهور ذكر مىيابد ، ( بيت ) :

[ عدالت ]

عدالت چون شعار ذات او شد * ندارد ظلم از آن خلقش نكو شد
بعضى از متخلّقان در طرفين افراط و تفريط عدالت ، ظلم و انظلام را ذكر كرده‌اند ؛ كه ظلم تجاوز از حدّ ما ينبغى باشد ، و انظلام قبول اين مجاورت با وجود امكان دفع . و ناظم اينجا ذكر ظلم تنها مىكند . چه خواهد گفت كه هر يكى از اخلاق حسنه را دو ضد بود و ظلم را يكى ، زيرا كه فروگذاشت ما ينبغى ، همان تجاوز از حدّ ما ينبغى مىشود عند التحقيق .
هامش
( 1 ) . دا : مشهورتر .