تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
قاعده :
اصول خلق نيك آمد عدالت * پس از وى حكمت و عفّت ، شجاعت
عدالت در نفس انسان توسيط اوست و در قوّتهاى او ، كه عمل مىكند تا هر يكى در حدّ خود بىافراط و تفريط مىشوند . و حكمت ، دانستن چيزهاست ، چنانچه [ در خارج ] چيزها [ بواقع ] است ، به قدر طاقت بشرى ، و عمل به مقتضاى دانش . و عفّت ، طاعت داشتن قوت شهوت است نفس انسانى را ، تا تصرّف شخص در مشتهيات بر وفق عقل و حدّ شرع باشد . و شجاعت ، فرمانبردارى قوّت غضب است نفس انسانى را ، و اگر اين صفت نفس را حاصل است ، در امور هايله مضطرب نمىشود . و اما عدالت را در بيان اجمالى از آن مقدّم داشت كه او مناط اخلاق است ، و در بيان تفصيلى او را به آن اعتبار مؤخّر مىدارد كه تمامى اخلاق به او حاصل است . و در هر نفس كه اين اخلاق چهارگانه هست ، نشانه‌ى آن ظاهر است كه خداوند آن نفس ، حكيم على التحقيق است ، نه مجرد تسميه . چه اتّصاف به اين اخلاق بر وفق علم « 1 » بر نفس انسانى است . و از اين جهت تقسيم حكمت بر نظرى و عملى كرده‌اند . و ناظم بر اين معنى اشارت مىكند و مىگويد :
حكيمى راست‌كردارست و گفتار * كسى كو متّصف گردد بدين چار
بعد از آنكه على الاجمال رسوم اصول اخلاق گفته شد على التفصيل ، طرفين افراط و تفريط از اين چهار خلق تعيين « 2 » مىيابد ، و تحذير از وقوع هريك از آن مىرود ، تا متخلق بر سبيل قصد و توسّط ، راه كمال نفس مسلوك دارد . مىفرمايد كه « 3 » ( بيت ) :
به حكمت باشدش جان و دل آگه * نه گُربُز باشد و نه نيز ابله
گربزى طرف « 4 » افراط حكمت است ، و آن استعمال قوّت فكرى است بىاحتياج ، و يا زيادت از حدّ احتياج . و ابلهى طرف تفريط حكمت
هامش
( 1 ) . دا : ثمره‌ى . ( 2 ) . پا : تعيّن . ( 3 ) . پا : ( مىفرمايد كه ) را ندارد . ( 4 ) . دا : ( طرف ) را ندارد .