تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
جواب مىدهد . « 1 » جواب :

[ وجود و زبان ]

يكى درياست هستى ، نطق ساحل * صدف حرف و جواهر دانش دل
از براى شمول و احاطت ، هستى را دريا خواند ، و نطق را ساحل . از آن گفت كه درياى وجود را من حيث التّعينات و الاعتبارات در مرتبه‌ى انسانى به روزى به اقصى الغاية هست و در نطق انسانى ظهورى به اعلى النّهاية . و دانش دل را گوهر گفته ، چه از درياى وجود ، به وسيله‌ى نطق انسانى ، اثر انفس ، حقيقت « 2 » علم است كه از باطن به ظاهر مىرسد ؛ و هر چه نفيس‌تر است در عرف آن را گوهر مىگويند . و گوهر را كه گافش به جيم بدل كردند ، جوهر گشت . و چون علم دل انواع است ، ناظم آن را جواهر « 3 » گفت . و معلوم است كه جواهر بحر ، مرواريد مىباشد كه در صدف پرورده شده ؛ و صدف از آفريده‌هايى است كه درياى جان داراست ، و اللّه تعالى در جان او ارادت آن پيدا كرده كه بر روى آب آيد و دهان بگشايد و از قطره‌هاى باران چندان كه حوصله‌اش باشد ، تلقى نمايد ، و دهان باز هم برد و آن قطره‌هاى لؤلؤ و لؤلؤ لالا كه جواهر گران‌بهاست ، شود . ليكن تا قطره در درون او صورت گوهر مىگيرد ، جان او در سروكار اين معنى مىرود كه چندان دهن به هم مىنهند كه عاقبت بمىميرد « 4 » . چون صدف معلوم شد كه چيست ، دانش دل را صدفى مىبايست كه در او پرورده شود . ناظم - قدّس سرّه « 5 » - گفت آن حرف است و دريا را موجى است ؛ و در موج درياى وجود مىگويد :
به هر موجى هزاران درّ شهوار * برون ريزد ز نقل و نصّ و اخبار
اگرچه معلومات منحصر در نصّ و اخبار نيست ، گويا اشارت به انفع و افيد مىكند كه علوم « 6 » قرآنى و جوامع احاديث سيّد آخر زمانى محمّد مصطفى است - عليه افضل الصّلوات و اكمل التحيّات - ، و كلمات
هامش
( 1 ) . پا : ( جواب مىدهد ) را ندارد . ( 2 ) . دا : حقيقه . ( 3 ) . پا : جوهر . ( 4 ) . دا : همىميرد . ( 5 ) . دا : ( قدس سره ) را ندارد . ( 6 ) . پا : علم .