سرّه « 1 » - بر طبق معنى حديث قدسى مىگويد ( بيت « 2 » ) :
كسى كو با خدا چون و چرا گفت * چو مشرك حضرتش را ناسزا گفت
و را زيبد كه پرسد از چه و چون * نباشد اعتراض از بنده موزون
قال اللّه تعالى :
« لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ »
. خدا هرچه خواهد كند كه فاعل مختار است ، و فعل او علّت ندارد . لطفش بىعرض « 3 » ، قهرش بىغرض . بيت :
[ اختيار انسان و مختاريت حق ]
خداوندى همه در كبريائيست * نه علّت لايق فعلِ خداييست
سزاوار خدايى لطف و قهرست * و ليكن بندگى در جبر و فقرست
چون گفت كه : « بندگى جبر و فقر است و هيچ بنده اختيار و غنا ندارد » ، سؤال مقدّر است كه در كرامات بندگان مقرّب كه اوليايند چه مىگويى ؟ [ آيا ] نه « 4 » به اختيار خوارق عادات از ايشان ظاهر مىشود ؟ در جواب مىگويد :
كرامت آدمى را اضطرارست * نه آن كو را نصيبى ز اختيارست
از اين است كه آنان كه به خوارق عادات ايشان عالمها متغيّر مىشود ، گاه هست كه در جزئيات امور خويش ، يا دفع دشمنى ضعيف قوا ، عاجزند . و منجّم از اينجا گويد كه اگر كسى را در طالع باشد كه كرامت « 5 » از او ظاهر شود ، شود ، و الّا نشود . و چون حكم بر آن است كه حقّ تعالى فاعل مختار است ، نه موجب بالذّات ، طالع نيز در اين باب چه مدخل دارد ؟ و فىالجمله تا تفسير اختيار حق تعالى به چه كنند ، مسئلهى كرامات آن زمان نيك متبيّن شود . و تحقيق و تفصيل اين مبحث عميق نه درخور اين مختصر است . بههرحال چون حق تعالى فاعل مختار است و بنده به حقيقت بىاختيار ، تكليف او را جهت چيست ؟ ناظم خواهد گفت كه در تكليف ، حكمت آن است كه بنده بشناسد كه اختيار مقتضاى ذات
هامش
( 1 ) . دا : ( قدس سره ) را ندارد .
( 2 ) . دا : ( بيت ) را ندارد .
( 3 ) . دا : بىغرقى .
( 4 ) . دا : ( نه ) را ندارد .
( 5 ) . دا : كرامات .