تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
كه يك پرده‌ى غليظ از پشم يا ريسمان . ورائى مىبينيم كه در زمين است و مرئى در پس هفت آسمان و رؤيت حاصل است ؛ و در پس خشتى كه در زير قدم او است ، مرئى نمىبيند . پس از بعيد در اين جايگه مراد آن است كه نه ناظر به مقصود است ، و اگرچه ميان او و مقصود معيّت است . و قريب آنكه مقصودش در مشاهده است ، و اگرچه بعد ميان او و مقصود چندان است كه از عرش تا فرش . پس حاصلا قرب به رفع حجاب است . چنانچه قبلة الواجدين مولانا جلال الدين ( رح ) « 1 » ، مىفرمايد ( بيت « 2 » ) :
قرب نه بالا نه پستى جستن است * قرب حق از حبس هستى رستن است
و مراد از حبس هستى بيرون آمدن و قطع نظر كردن از تعيّن اعتبارى خود است « 3 » ، و يافت مشاهده‌ى وجود مطلق و مراتب او به مدد نور او . چنانچه بقيّت حديث قدسى ادا مىكند : « فاذا احببته كنت سمعه الّذى يسمع به و بصره الّذى يبصر به » الحديث « 4 » . و ناظم اگرچه بناى قرب بر قيام تعيّن اعتبارى به سوى وجود مطلق نهاد - و قرب چنانچه گفته شد ، رفع تعيّن اعتبارى است در حقيقت مشاهده - ، گوييا ذكر سبب كرده و اراده‌ى مسبّب ؛ چه اثبات وجود اعتبارى مىبايد تا نفى متوجّه شود و قرينه‌ى وقوع اين مراد - بعد از آنكه حمل سخن ناظم بر آن وجه كنيم كه آن دو نكته‌ى مذكور بر او متوجّه شد - ، ايراد ابيات آينده است كه مؤكّد حمل قرب است بر رفع تعيّن اعتبارى . چنانچه ناظم - قدّس سرّه « 5 » - مىفرمايد ( بيت ) :
اگر نورى ز خود در تو رساند * تو را از هستى خود وارهاند چه حاصل مر ترا زين بود نابود * كزو گاهيت خوف و گه رجا بود
خوف و رجا كه از توهّم زوال و تصوّر بقا بر شخص غالب مىشود ،
هامش
( 1 ) . پا : ( مولانا جلال الدين ) را ندارد . ( 2 ) . پا : ( بيت ) را ندارد . ( 3 ) . دا : وجود است . ( 4 ) . پا : ( الحديث ) را ندارد . ( 5 ) . دا : ( ناظم قدس سره ) را ندارد .
نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 248 | شاه محمود داعى شيرازى / پرويز عباسى داكانى