تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
حقيقت واحد در اوست نشده ، انسان را در حقيقت اعتباريّه‌ى خود بسيارى از اطوار لازم حال است ، و كشف آن امور از معارف نفسيه « 1 » است ؛ و در هر طورى او را نشئه‌اى است . چنانچه ناظم قدّس سرّه « 2 » گفت ( بيت ) « 3 » :
هزاران نشئه دارى خواجه در پيش * برو آمد شد خود را بينديش همه جزو و كل از نشئات انسان * بگويم يك‌به‌يك پيدا نه پنهان
چون تلخيص مبحث افاده‌ى آن كرد كه يك حقيقت بيش نيست و تعيّنات متكثّره مخيّلات‌اند ، سايلى را مىرسد كه بگويد كه : امورى كه در ميان بنده و حق واقع است - مثل وصول و قرب و بعد و قلّت و فيض و كثرت - آن چگونه از مخيّلات باشد ، و معنى ثبوت آن بعد از آنكه نسبت با حقيقت واحده‌ى امور متكثّره همه منفى است ، چه معنى دارد ؟ پس سؤال مىرود . سؤال :
وصال ممكن و واجب به هم چيست ؟ * حديث قرب و بعد و بيش‌وكم چيست ؟
جواب :
ز من بشنو حديث بىكم‌وبيش * ز نزديكى تو دور افتادى از خويش
و اين صورت واقع مىشود كه از غايت نزديكى ، شبهه‌ى دورى مىافتد ، به واسطه‌ى آنكه عقل مىگويد كه اگر مقصود نزديك بودى ، مدرك شدى . و اين عاقل نمىداند كه گاه هست كه مرئى به سبب آنكه سخت نزديك باصره است مرئى نمىشود - چنانچه در همين كتاب از پيش گذشته است - . قبلة الواجدين ، مولاناى روم جلال الدين [ مولوى ] - قدّس سرّه « 4 » - در مثنوى مىگويد ( بيت « 5 » ) :
هامش
( 1 ) . دا : يقينيّه است . ( 2 ) . دا : ( ناظم قدس سره ) را ندارد . ( 3 ) . دا : ( بيت ) را ندارد . ( 4 ) . پا : ( قدس سره ) نيست . ( 5 ) . پا : ( بيت ) نيست .