تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
همان قرارگاه بازرسد . و آنچه فرمود كه طبيعت خوى مركز باز نگذارد ، و تعيّنات وجود همه امور طبيعيّه نيستند ، از باب تصوير به اظهر است . يا خود طبيعت گفته و قوّت عايده به اصل خواسته ، اعمّ از آنكه در مادّى و غير مادّى باشد : « و اللّه المبدأ و المعيد » . و در تقرير معنى سابق كه از دريا ، وجود واحد خواسته بود منبسط به ظهور او در تعيّنات متكثّرهء اعتباريه ، مىفرمايد : « 1 »
چو درياييست وحدت ليك پرخون * كزو خيزد هزاران موج مجنون
و موج را مجنون از آن خوانده است كه كثرت حركات و سرعت آن از لوازم جنون است ، و در ظهور امواج تعيّنات درياى وجود واحد ، هم كثرت و هم سرعت به اقصى الغاية است ؛ چنانچه فرمايد ( بيت « 2 » ) :
نگر تا قطره‌ى باران ز دريا * چگونه يافت چندين شكل و اسما بخار و ابر و باران و نم و گل * نبات و جانور ، انسان كامل
قطره‌اى از دريا فرض كن كه به صورت بخارى ابر شد و بباريد ، و نم بود و به امتزاج جزو ارضى گل گشت ، و چنانچه از پيش گفته شد ، صورتى نباتى يافت ، و جانورى مأكول اللحم بخورد و جزو او شد ، و صاحب كمالى از آن مأكول اللّحم تناول فرمود و بدل ما يتحلّل او آمد . و فى الواقع اين اضافات و اطلاقات همه در آن قطره بود . چنانچه مىفرمايد :
همه يك قطره بود آخر ز اوّل * كزو شد اين‌همه شكل ممثّل
و اگر نظر به دقّت بگمارند ، همه اجزاى عالم حكم اين قطره دارد در ظهور و بطون ، كه گفته شد ، كه زمان ظهورشان اعمار ايشان است ، و رجوع به بطون ، آجال ؛ « و اللّه محوّل الاحوال » . ناظم مىفرمايد ( بيت ) :
جهان از عقل و نفس و چرخ و اجرام * تو آن يك قطره دان ز آغاز و انجام اجل چون دررسد در چرخ و انجم * شود هستى همه در نيستى گم
از هستى ، وجود اعتبارى مىخواهد ، و از نيستى ، رفع اعتبار . و
هامش
( 1 ) . دا : مىفرمايد بيت . ( 2 ) . دا : ( چنانچه فرمايد ) را ندارد .