تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
شجر روح - چنانچه ناظم قدّس سرّه « 1 » گويد - ، اين ندا استماع نماى ! ( بيت ) « 2 » :
درآ در وادى ايمن كه ناگاه * درختى گويدت « إِنِّي أَنَا اللَّهُ »
و از كلام مجيد در باب تحقّق توحيد و ظهور تجلّى مطلق از مقيّد اشارت واقع است ، حيث قال جلّ جلاله :
« مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يا مُوسى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ »
. و هركس كه به درجهء يقين رسد ، به توحيد وجود و اعتبار تعيّنات قايل گردد . بيت :
هر آن‌كس را كه اندر دل شكى نيست * يقين داند كه هستى جز يكى نيست
پس كلمه‌ى « انا الحقّ » از حسين منصور نه از او بود ، بلكه از وجود حقّ واحد مطلق بود ؛ آنكه لفظ « انا » لايق است كه اضافه به او يابد ، چه اين لفظ دلالت بر تحقّق وجود و حضور او دارد . به خلاف لفظ « هو » كه دلالت بر وجود غايب دارد ، نه مستغنى از شايبه‌ى عدم تحقّق . و هم از اين وادى است آن عبارت كه گفته‌اند كه : « الحق محسوس و الخلق معقول » . چه حواس ملايمت با حضور دارد ، و عقل ملايمت با غيبت . و حق چون به حقيقت هست ، اين است كه حاضر است ، و خلق چون نزد اين طايفه به حقيقت نيست الّا به مجاز ، آن متعقل اعتبارى است كه از حس غايب است . و بعد از ذوق اين سخن كه گفته شد ، مشكل نشود تصديق آنچه ناظم قدّس سرّه مىگويد « 3 » :
انانيّت بود حق را سزاوار * كه هو غيب است و غايب وهم و پندار
و از اثبات « انا » در شأن او ، نفى « هو » در [ شأن ] حق [ تعالى ] لازم نيايد ، زيرا كه چون غير او نيست ، همه اضافات به سوى او راجع است ، و همه متقابلات بر او صادق . چنانچه ابو سعيد خرّاز - قدّس سرّه - گفت : « عرفت اللّه بجميع الاضداد » . و همه‌ى اطلاقات بر او را موحّدان در اين
هامش
( 1 ) . دا : ( قدس سره ) را ندارد . ( 2 ) . پا : ( بيت ) را ندارد . ( 3 ) . دا : ( مشكل نشود . . . مىگويد ) را ندارد .