به صورت آدم ظاهر مىشود « 1 » ، و در وسط به صورت خودش و در آخر به صورت خاتمالاوليا مهدى . و اين معنى كه گفته شد دخلى با تناسخ « 2 » ندارد ، بلكه بيان سرّ نور محمدى است به حسب بسط و تفصيل ، بر وجهى كه از حديث مطول كه جابر ( ع ) راوى آن است ، مستفاد مىگردد . و التمثيل هذا . ( تمثيل ) : « 3 »
چو نور آفتاب از شب جدا شد * ترا صبح و طلوع و استوا شد
دگرباره ز دور چرخ دوّار * زوال و عصر و مغرب شد پديدار
آفتاب نور مصطفوى چون از شب عالم غيب روى ظهور به سوى عالم شهادت نهاد ، ظهور اوّلش « 4 » به صورت سپيده دم نبوّت آدم بود ، مثال صبح از خورشيد ؛ و ظهور ديگرش به صورت نبوّت موسى عليه السلام « 5 » ، مثال طلوع خورشيد ؛ و امّا ظهوراتى كه آن نور را در صورت « 6 » نبوات انبياى ديگر چون شيث و ادريس و نوح و خليل واقع شد ، همه لاحق به ظهورى است كه به منزلهى صبح افتاد ، ليكن اجازهى كمالاتى كه مترتب به ظهورات زمان شيث و ادريس و نوح بود به نسبت اجازهى كلّيهى مصطفويّه خليل را نصيب آمد ، و ظهوراتى كه آن نور را در صورت « 7 » نبوّات انبيايى شد كه بعد از موسى بودند تا حضرت مصطفى « 8 » عليه السّلام چون يوشع و داود و سليمان و عيسى همه لاحق به ظهورى است كه به منزلهى طلوع آمد . اما اجازهى كمالاتى كه مترتّب به ظهورات زمان يوشع و داود و سليمان بود ، به تبعيّت اجازهى كلّيهى احمديّه بهرهى مسيح مريم گشت ، و چون زمان ظهور سرّ وسطيّت و كمال اعتدال منتهى به حضرت محمدى شد ، آن ظهور از آفتاب نور او به منزلهى استوا از خورشيد واقع گشت ، و به اين تقرير نصف دايرهى ظهور نور محمّدى اينجا به انجام پيوست . پس قوس ظاهر از نور او كه مسمّى به نبوت است ، تمام شد ، و به نشئهى
هامش
( 1 ) . دا : شده است .
( 2 ) . دا : متناسخ است .
( 3 ) . دا : ( تمثيل ) را ندارد .
( 4 ) . دا : ازلش .
( 5 ) . دا : ( عليه السّلام ) را ندارد .
( 6 ) . دا : صور .
( 7 ) . دا : صور .
( 8 ) . دا : مصطفوى .