تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
سلّم - ختم يافت ، دايره‌ى ظاهر ولايت كه نبوّت بود به انجام پيوست ، و سرّ ولايت ، كه باطن نبوّت بود ، آغاز ظهور نهاد . و بعد از آنكه در پرده‌ى نبوت يك دور كرده بود ، بىپرده دورى ديگر به نهايت مىرساند ، و غايت ظهور او به نشئه‌ى خاتم‌الاوليا كه مهدى موعود است ، ختم مىيابد ، و كار هر دو عالم معنى و صورت به نشئه‌ى او نظام مىيابد ، و چنانچه به حسب باطن خليفه‌ى معنوى است ، به حسب ظاهر خليفه‌ى صورى مىگردد . و در اين ابيات كه مىآيد به اين وجوه كه گفته شد اشاره‌ى ناظم گواهى مىدهد :

[ مهدى ع و اوج ولايت ]

ولايت بود باقى تا سفر كرد * چو نقطه در جهان دورى دگر كرد ظهور كلّ او باشد به خاتم * به دو يابد تمامى دور عالم شود او مقتداى هر دو عالم * خليفه گردد از اولاد آدم
چون در اين قاعده كه گذشت به ظهور نور نبوّت و بروز سرّ ولايت اشارتى رفت ، و معيّن شد كه نبوّت در يك دور از آدم صفى - عليه السلام - كه اول انبياست ، ابتدا كرد ، و به خاتم الرّسل كه آخر ايشان است ختم يافت ، ولايت [ نيز ] دورى ديگر مىكند و به مهدى كه خاتم‌الاولياست ختم مىيابد . ناظم مىخواهد كه در اين تمثيل كه مىآيد شعار كند به آنكه هم نور نبوّت و هم سرّ ولايت به حقيقت از خاتم‌الانبيا محمّد مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله « 1 » و سلّم - ناشى است ، و به حقيقت او راجع ، و انبيا و رسل و اوليا و كمّل همه سدنه‌ى آن نور و حمله‌ى « 2 » آن سرّند ؛ و مركز حقيقى و مقرّ يقينى آن نور « 3 » و آن سرّ جز حقيقت احمدى و نشئه‌ى محمّدى نيست ، و آفتاب دولت اوست كه در همه‌ى ادوار و ازمان سير در مراتب اكوان و اعيان مىنمايد و اوست قطب وجود و كمّل همه‌ى اقطاب مراتب ، و اوست نقطه‌ى مركز ، و انبيا و اوليا همه نقاط دواير ، نور او در اوّل
هامش
( 1 ) . پا : ( و آله ) را ندارد . ( 2 ) . پا : ( حمله‌ى ) را ندارد . ( 3 ) . پا : ( آن نور و ) را ندارد .
نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 211 | شاه محمود داعى شيرازى / پرويز عباسى داكانى