حق است كه اضافت به نشئهى كمّل يافته ، در عين تجلى دايمى از حضرت الهيه . امّا اينجا سؤال بيايد كه چون منتها عين مبدأ بود تفاوت ميان صاحب مبدأ و صاحب منتها چه باشد ؟ جواب آن است كه تفاوت بيّن است ، چه صاحب مبدأ را ظهورات تفصيليّه بالفعل نشده ، پس همان سر مبدئى به او تخصيص دارد و بس ؛ و صاحب منتها را همهى ظهورات تفصيليّه كه به فعل آمده به او رسيده از مبدأ تا منتها و به اين دليل خاتم هر امرى اشرف و اكمل از بادى آن امر باشد ؛ و اللّه المرشد العلّام .
و چون ظهوراتى كه مذكور شد هر ظهورى از ان دورى است و در سير دورى مبدأ و منتها يكى است ، ظهور دور آخر اگرچه دورترين ادوار فرض افتد ، البتّه عين دور اول باشد ، و نشئهى كامل آخرين ، عين نشئهى كامل اول [ است ] و نهايت عين بدايت . و از اينجا ناظم فرمود :
و قد سألو و قالوا ما النّهاية * فقيل هى الرجوع الى البداية
بعد از تبيّن آنچه از تمثيل سابق معلوم شد كه گاه هست كه حقيقتى يك دوره بيش مىكند ، قاعده مىنهد كه در او تصوير يابد امر نور « 1 » نبوت و سرّ ولايت كه با يكديگر به منزلهى ظاهر و باطناند « 2 » ، سير از كجا كردند و به كه ختم يافتند و كدام يك دور تمام كرد و ختم يافت و كدام دورى ديگر مىكند ، پس آنگاه ختم مىيابد . مىفرمايد ( قاعده ) :
[ غايت نبوت ]
نبوت را ظهور از آدم آمد * كمالش در وجود خاتم آمد .
چرا كه كمال هر چيز ظهور غايت اوست ، و غايت نبوت به نشئهى خاتم آن - آنكه سيّد ولد آدم « 3 » و خواجهى عالم است . - به حد ظهور رسيد ، و از آنجا كه غايت در وجود مؤخّر است و در مرتبه مقدّم ، حضرت مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله « 4 » و سلّم - كه صاحب غايت بود ، در وجود از انبيا مؤخّر آمد و من حيث سبق الرتبة فرمود كه : « كنت نبيا و آدم لمنجدل فى طينته » . و چون نبوت به حضرت مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله « 5 » و
هامش
( 1 ) . دا : امروز .
( 2 ) . پا : باطن .
( 3 ) . دا : آدم و حوّا .
( 4 ) . دا : ( و آله ) را ندارد .
( 5 ) . پا : ( و آله ) را ندارد .