طاعات و رياضات اقدام مىنمود ، روشن مىكند ، و از اثر جذبه و وصول به وساطت اعمال شريعت و معاملات طريقت ، تصرّف در خلق مىكند ، و مريد مىگيرد « 1 » ، و شيخ الوقت مىشود ، و خليفهى منصوب خداوند تعالى و نايب مقبول حضرت مصطفى كه بندگان حق را به راهى كه خود رفته و به منزلى كه خود رسيده رساند ، - تا به سر حدّى كه قوّت مريد وفا نمايد و قابليّت او اقتضا كند - ؛ و يا بر حال استهلاك و استغراق باز مىماند و چنان غرق بحر معنى مىشود كه هرگز باز به ساحل صورت نمىافتد ، و اين خوشحالى است ، ولى نه غايت كمال است كه نهايت اين امر رجوع به عالم ارشاد است به حكم و فرمان حضرت الوهيت و مهر و نشان جناب نبوّت در حالتى كه متوّج باشند به تاج كرامت و ملبّس به خلعت خلافت ، و مصدّر در صدر عزّت ، و صاحب قلم علم و تيغ قدرت ، و متصرّف از طرز معنى در طور صورت . چنانچه ناظم قدس سره اشارت « 2 » فرمود كه ( بيت « 3 » ) :
ولى آنگه رسد كارش به اتمام * كه با آغاز گردد باز از « 4 » انجام
بلند پايهاى است اما قيدى عجب است . پيش از اينكه حال استغراق داشت ، سلطان وقت خويش بود با آن خمول و بىنامى و بىنشانى ، و اكنون مشغول « 5 » و گرفتار با وجود خلافت و سلطانى . ناظم در جواب سؤال دوم از سايل كه پرسيده بود كه : مرد تمام كدام است ، تعيين اين كامل مىكند كه از درجهى آزادى و اطلاق معنى او را باز مرتبهى گرفتارى و قيد صورت آوردهاند ، و به حكم خليفه ساخته ، و از انجام ، حال بازش به آغاز كار انداختهاند ، و بعد از تجرد و فنا ، لباس تعلق و بقا در پوشانيده . چنانچه ناظم اشارت « 6 » فرمود ( بيت ) : « 7 »
[ فنا و بقا ]
كسى مرد تمام است كز تمامى * كند با خواجگى كار غلامى
هامش
( 1 ) . دا : مىگردد .
( 2 ) . دا : ( قدس سره اشارت ) را ندارد .
( 3 ) . پا : ( بيت ) را ندارد .
( 4 ) . پا : ( از ) را ندارد .
( 5 ) . پا : مشغولى .
( 6 ) . دا : ( ناظم اشارت ) را ندارد .
( 7 ) . دا : جواب .