تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
ما عِلِّيُّونَ ، كِتابٌ مَرْقُومٌ يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ » .
بيت :
به توبه متصف گردد در آن دم * شود در اصطفى « 1 » ز اولاد آدم
نسبت شخص به آنكه از ذرّيت آدم است ، تمام نمىشود به سوى آدم - كه انسان كامل است - ، مگر آن زمان كه كمالات انسانى پيرايه‌ى ذات او گردد و از صفات دنيّه رجوع كند ، و آن رجوع را ضمايم ديگر ملحق گرداند تا اصل توبه حاصل شود ، و به واسطه‌ى توبه از روى ولادت معنوى و صفوت حقيقى منتسب به آدم صفى شود و فرزند رشيد او آيد . و اركان توبه رجوع است از معصيت به سوى رضاى حق تعالى به طاعت و پشيمانى از كردار ما سبق و عزم بر ترك منهى و قبيح كه ديگر باز سر آن نرود . و چون اين مذكورات به حصول پيوست ، صاحب آن برگزيده شده است از ميان جماعتى كه اين حال ندارند به سرّ « ثم اجتباه ربّه فتاب عليه و هدى » . و پس از اين مرتبه كه از ذمايم و تبعات خلاص يافت ، پايه‌ى ترقّى او بلند مىشود و نسبتى از طور ادريسى كه :
« وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا »
نشان آن است ، مىيابد ، و از حضيض خاك مذلت گويى به ذروه‌ى فلك عزّت مىرسد . چنانچه ناظم - قدّس سرّه - « 2 » اشارت كرد ، كه « 3 » :
ز افعال نكوهيده شود پاك * چو ادريس نبى آيد بر افلاك
ديگر نفس خود را بر قدس و طهارت ثابت داشته ، دايم او را در خلأ و ملاى عالم قلب و قالب ، دعوت به كسب كمالات و اقتناى اقسام « 4 » فضائل مىنمايد ، و قواى روحانى و جسمانى را با او به متابعت امر ربانى مىخواند به مقتضاى معامله كه نوح - عليه السلام - با قوم در اين سياق تمام كرد كه :
« ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهاراً ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْراراً » :
چو يابد از صفات بد نجاتى * شود چون نوح از آن صاحب ثباتى
و در آنكه اين حال به پايان رساند بايد كه استعانت از حضرت پروردگار جويد ، و الّا البتّه طاقت بشرى نماند و در راه سير كه مىكند
هامش
( 1 ) . دا : ( اصفى ) . ( 2 ) . دا : ( قدس سره ) را ندارد . ( 3 ) . پا : كه بيت . ( 4 ) . پا : ( اقسام ) را ندارد ) .