تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
و گر نورى رسد از عالم جان * ز فيض جذبه يا از عكس برهان
جذبه كه عبارت است از كشش بىاختيار از جانب حق تعالى ، نورى « 1 » دارد كه در باطن اصحاب طلب منبسط مىگردد . و برهان عقلى نيز كه حجت عقل است بر ذات و صفات و اسما و افعال بارى تعالى روشنايى در ديده‌ى بصيرت ارباب استدلال پيدا مىكند و به واسطه‌ى هركدام كه دست داده دل انسان را انسى با عالم معنى و درگاه مولا پديد مىشود و با الطاف خداوندى در راز و نياز مىآيد ، و از اين طرف اسفل و نهايت كثرت كه گرفتار آن است دل بر مىكند ، و روى باز به عالم وحدت كه از آنجا تنزّل يافته بود مىآرد . چنانچه فرمود :
دلش با نور حق همراز گردد * وزان راهى كه آمد باز گردد ز جذبه يا ز برهان حقيقى * رهى يابد به ايمان حقيقى
تصديق حقيقى يا به جذبه و كشف حاصل مىشود يا به دليلى يقينى كه به هيچ شبهه متغيّر نشود و منقوض نگردد . و نتيجه‌ى آن تصديق اين باشد كه انسان از عالم غفلت به سوى عالم تنبّه و يقظت ميل كند ، و از وحشت كثرت بگريزد و باز جانب وحدت آويزد . و در اين حال ناچار او را اوّل رجوع از افعال قبيحه مىبايد كرد و پناهش به درگاه خداوندگار مىبايد برد به صفت عوذ و استغفار . چنانچه ناظم - رحمه اللّه - مىفرمايد ( بيت ) « 2 » :
كند يك رجعت از سجين فجّار * رخ آرد سوى علّيين ابرار
به سجّين فجّار زندان نقصان طبيعت مىخواهد ، و به علّيّين ابرار بستان كمال روح . قال الله « 3 » تعالى :
« كَلَّا إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ وَ ما أَدْراكَ ما سِجِّينٌ ، كِتابٌ مَرْقُومٌ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ » ؛
اين است اشارت الهى به سوى حال اهل مناهى . و اما عبارتى كه در شأن قرارگاه مطيعان فرموده اين است ؛ قال « 4 » تعالى :
« كَلَّا إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ وَ ما أَدْراكَ
هامش
( 1 ) . پا : ( نورى ) را ندارد . ( 2 ) . دا : ( بيت ) را ندارد . ( 3 ) . دا : ( اللّه ) را ندارد . ( 4 ) . پا : قال اللّه .
نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 196 | شاه محمود داعى شيرازى / پرويز عباسى داكانى