تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
بود ، به عكس سير نقصان كه سير عقلى است . و اما عبارت ديگر سير كيفى در مقابل سير أينى مذكور بود كه اين مسافر نه از مكانى به مكانى مىرود تا مقوله‌ى أين متصوّر شود ، بلكه نفس سالك از كيفيّت جهالت به كيفيّت معرفت ، و از كيفيّت حجاب به كيفيّت كشف انتقال مىيابد . پس سيرش كيفى است تا تصوّر توان كرد كه به يك ساعت ناقص بوده و در اين « 1 » ساعت كامل شد و ترك شين و نقصانش حاصل آمد . امّا اگرچه اين معنى متصوّر است ، هيهات هيهات كه كدام نشئه را توفيق رفيق شود و اين سعادت قرين حال گردد ، با آنكه چهل پنجاه سال معدّات اين امر به سعى و كدّ و طلب و جدّ و شوق و نياز حاصل كرده باشد ؛ و اگر در اين سير كه سير الى اللّه است به هر عبارت كه مقرّر شود ، توقفى و وقفه‌اى او را پيش مىآيد ، آيا تا كى برسد ؟ و آن زمان نه مسافر باشد بلكه در منازل و مراحل صاحب اقامت است ، كه از شأن مسافر آن است كه به قدر حاجت باز مىايستد ، و الّا پيوسته در سير است . و مىفرمايد : « 2 »
مسافر آن بود كو بگذرد زود * ز خود صافى شود چون آتش از دود به عكس سير اول در منازل * رود تا گردد او انسان كامل
سير اوّل آدمى سير مراتب طبيعى است از علم حق تعالى به فعل حق تعالى تا آن زمان كه پايه‌ى وجود انسانى تمام مىشود به حسب طبيعت . و اين سير كه سير الى اللّه است به عكس بايد كه از مراتب طبيعت باز گردد و به واسطه‌ى شريعت و وسيله‌ى طريقت ، خود را به آستانه‌ى حقيقت رساند . و در ايجاد انسان ناظم - قدّس سرّه - قاعده‌اى ياد مىكند تا منزل طبيعتش مقرّر شود و از حال سرّ حقيقتش آگاه توان شد . فرمود : « 3 » قاعده :
بدان اول كه تا چون گشت موجود * كزو انسان كامل گشت مولود در اطوار جمادى بود پيدا * پس از روح اضافى گشت دانا
هامش
( 1 ) . دا : ( ساعت كه . . . آن ) را ندارد . ( 2 ) . دا : ( لاجرم فرمود كه ) . ( 3 ) . پا : ( فرمود ) را ندارد .
نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 193 | شاه محمود داعى شيرازى / پرويز عباسى داكانى