تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
مجاز ، خالص و صافى شود ، عين حقيقت كه غين مىنمود در نظر تحقيق باز عين نمايد ؛ و اگر مراد حرف عين بود ، چون نقطه‌ى زايد از او سقوط يابد و عين حقيقت از اعتبار زيادتى آن نقطه صافى شود ، هرآينه غين باز عين شود . و در جميع جهات فهم از اين عبارت - كه از براعت ناظم نظم يافته - چون تأمل مىرود ، غير از رفع تعيّن امكانى مراد نيست ، و توحيد وجود واجبى ؛ و اللّه اعلم بمراده . اكنون سالك اين راه چه مسافت قطع مىكند تا به مقام توحيد مطلق مىرسد ؟ ناظم مىفرمايد كه از روى معنى ، اين مسافت معنوى به دو قدم معنوى كه سالك مىنهد به انجام مىپيوندد ( بيت ) :
دو خطوه بيش نبود راه سالك * و گرچه دارد آن چندين مهالك يك از هاى هويّت در گذشتن * دوم صحراى هستى در نوشتن
به گذشتن از هاى هويّت اشارت است به قطع نظر از مغايرتى كه ميان واجب و ممكن از روى اعتبار هست و فى الحقيقة نيست ، و به در نوشتن صحراى هستى اشارت است به رفع تعيّنات متكثّرهء وجودى از نظر توحيد بين موحد ( بيت ) « 1 » :
در اين مشهد يكى شد جمع و افراد * چو واحد سارى اندر عين اعداد
چون موحد به اين منزل رسيد و اين دو قدم از او به انجام انجاميد و جز يك عين در ديده‌ى حقيقتش نمىآيد ، مشاهده‌ى او در مشهدى است كه افراد تعيّنات عين جمع وجود است . اگر اعتبار اثباتشان به مجاز رود و اگر نفى وجودشان به حقيقت كنند ، خود هيچ نيستند ؛ چنانچه واحد نسبت با مراتب عددى كه اگر بر سبيل مجاز نظر افتد ، مراتب عددى موجود است و واحد در همه سارى ، و اگر بر سبيل حقيقت نگاه كنند جز واحد موجود نيست ، و هيچ سريان ، محقّق نه . پس به اين دو اعتبار ، انسان به لفظ من كه اشارت كند چون اشارتش راجع با وجود مطلق است و مطلق
هامش
( 1 ) . در پا : ( بيت ) را ندارد .