احكام مآل كمال كه بهشت است و مرجع نقصان كه دوزخ است بر جاى خويش همچنان ثابت . مآل كمال چيست ؟ هستى مطلق . مرجع نقصان چيست ؟ امكان . ممكن مقيّد در اين ميانه كسيست كه در افتاده است كه تا به هستى مطلق رسد كه مانند بهشت است يا در قعر پستى امكان فرورود كه مانند دوزخ است . آدمى مكلف گرفتار تعيّن من و تو چون برزخى ميان دو طرف است تا احكام هر دو طرف بر او جارى گردد و به حكم تكليف بر حدود واجبه و حقوق لازمه قرار گيرد . و اگرنه آدمى مكلف بودى اين همه احكام الهى و تكاليف شرعى كمال اعتدالى را كدام موجود ، حامل توانستى شد ، و كى ديگرى از عهدهى اين عهد بيرون آمدى ؟ صاحب امانت
« إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ »
آدمىست و خداوند ديانت
« لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها »
آدمى . اثبات اركان دين حق و نفى جهات سبيل باطل و تعظيم كعبه و بيت الله و تحذير از دير و معابد بيگانگان گمراه همه به واسطهى نشئهى آدمى است ، و ربقهى عبوديّت او . تا او و عقل او در ميان است همهى امور به نظام است و به موت و جنون او همه مرتفع . اكنون كسى كه به زوال عقل و استهلاك بشريّت از تعيّن خود استخلاص نيافته باشد و شرع او را مجنون نخواند اگر ترك احكام واجبه كند بر سبيل انكار وجوب ، كافر بود ؛ و اگر ارتكاب امور منهيه كند به اعتقاد اباحت ، ملحد بود ؛ و اگر در ترك واجب و ارتكاب منهى انكار وجوب و اعتقاد اباحت ندارد عاصى است . و در همهى احوال چون عقل با اوست مكلّف است ، و به اعتقاد و فعل بد مؤاخذ و معاقب . و ببايد دانست كه تا آدمى نمىميرد به هيچ حال از ربقهى تكليف بيرون نيست . و ابيات ناظم كه مىآيد اداى اين معانى « 1 » مىكند كه گفته شد . و اگر كسى بر خلاف اين تصوّر دارد جاى انكار است بر او . و ابيات اين است ( بيت ) :
بود هستى بهشت ، امكان چو دوزخ * من تو در ميان مانند برزخ
هامش
( 1 ) . پا : معنى .