تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
نباشند ، بلكه در هويّت مكتوبه ، هاى يك چشم اعتبار كنند از براى برهان وحدت ، نه دو چشم از جهت تقويت كثرت تا در معرض اين تعريض نيفتند كه : « 1 »
ز خط وهمى هاى هويت * دو چشمى مىشوى در وقت رؤيت
و اگر خواهند كه از مضيق اين توهّم بيرون آيند لفظى در ازاى هستى مطلق بايد گفت كه در او اعتبار غيبت يا حضور نباشد و قدم وهم اثنينيّت از ساحت وحدانيّت او دور بود و آن لفظ اسم اللّه است واحد مطلق كه چون هاى هو كه دو چشمى مكتوب مىشد و اشارت به دو حقيقت مىكرد - على سبيل التوهم - در آخر او يافته شود در حكم الحاق البته يك چشمى باشد مشعر به حقيقت مطلقه ؛ آن زمان هيچ دوگانگى نيست و دو منزل ، نه ، يكى را امكان گويى و يكى را وجوب ، و دو اعتبار نه كه يكى انانيّت باشد و يكى هويّت ، پس سير سالك نيز كه از منزل به منزل بود و فرض راه سلوك او همه آخر شود و دامن قدم از گرد حدوث افشانده آيد . چنانچه ناظم « 2 » اشارت كند :
نماند در ميانه رهرو و راه * چو هاى هو شود ملحق به اللّه
چون سخن به حدى رسانيد كه هر قيدى كه بود در نفس اطلاق مضمحل گشت ، محل سؤال سائل بود كه پس كمال و نقصان متعيّن مقيّد چه باشد ، و مآل كمال كه بهشت است و مرجع نقصان كه دوزخ است به چه متحقق بود ؟ جواب مىگويد كه از اين اطلاق ، نفى كمال و نقصان متعيّن مقيّد لازم نمىآيد مگر وقتى كه مقيّد به كلّى نباشد و پرده‌ى بشريّت او تمام از ميان مرتفع بود و قلب ، مسلوب ، و عقل ، معزول ، و روح ، متالّه ، و نفس ، مستهلك . چنانچه ميان او و ديوانه هيچ فرق نكنند و قاضى شريعت حكم بر جنون او كند ، و اگر متعيّن مقيّد كه تعبير از او به لفظ من و تو مىرود ، باقى است و در ميان است ، كمال هست و نقصان هست و
هامش
( 1 ) . پا : بيت . ( 2 ) . پا : قدس سره .