تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
و خواه به مقتضاى هر دو ؛ بيت « 1 » :
ز حق با هر يكى حظّى و قسميست * معاد و مبدأ هريك ز اسميست
يكى خط از لطف حق دارد ، يكى از قهر . يكى از رحمت ، يكى از غضب . قسم يكى از حق توانگرىست ، قسمت يكى درويشى . يكى مستحق بهشت آمد مؤمن و مطيع ، و همچنين رفت به حكم « هؤلاء فى الجنّة و لا أبالى » ، و نشان « السعيد من سعد فى بطن امه » . و يكى مستحق دوزخ و عاصى ، و همچنان گذرانيد بر قضيّه‌ى « هؤلاء فى النّار و لا أبالى » ، و : « الشّقى من شقى فى بطن أمّه » . اول مبدأ و معادش از مثل اسمى جمالى و لطفى ؛ و آخر از مثل اسمى جلالى و قهرى . و همه را مقتضى اثر آن اسم كه مربى اوست ، ميسر و آسان : « فكلّ ميسر لما خلق له » و هريكى را قيام به اسميست مناسب آن صفت كه بر وى غالب است و به لسان حال به آن اسم تسبيح صانع قديم مىگويد :
از آن اسمند موجودات قايم * بدان اسمند در تسبيح دايم
مصدر آثار هر نشئه‌اى آن اسم است كه مربى اوست ، آن زمان كه بنياد ظهور نشئه است . و مرجع آثار او همان اسم ، آن زمان كه وقت انقطاع ظهور اوست :
به مبدأ هر يكى ز آن مصدرى شد * به وقت بازگشتن چون درى شد
و چون سير حركات اشيا به مقتضاى آثار و اسماى قديم دورى است ، « 2 » مبدأ و منتهى يكى باشد . لاجرم مىفرمايد : « 3 »
از آن در كآمد اول ، هم بدر شد * اگرچه در معاش از در به در شد
چرا كه حكم بر هدايت و نهايت است ، و الّا امور وسط كه عارض مىشود به غلبه‌ى آثار اسمايى كه نه مربى خاص آن نشئه ، صاحب ظهورند ، معتبر نيست . و سؤالى در اين مبحث وارد است كه چون مبدأ و منتهى يكى باشد ، كمال و نقصان و تنزل و ترقى چه معنى داشته باشد ، و
هامش
( 1 ) . پا : ( بيت ) را ندارد . ( 2 ) . دا : ( دورى ) را ندارد . ( 3 ) . دا : مىفرمايد كه .