تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
بىمتقابلات اسما كه به آثار مختلفه‌ى خود ظاهر شوند ، صورت نمىبندد . چنان كه صورت در آيينه متحقق به صقالت و كثافت هر دو مىشود . و الّا خطوط شعاعى از او درگذرد ، پس انعكاس متصور نشود :
چو پشت آينه باشد مكدّر * نمايد روى شخص از روى ديگر شعاع آفتاب از چارم افلاك * نگردد منعكس جز بر سر خاك
همچنين آفتاب الوهيت را عكسى است « 1 » كه آن صورت جامعيت اسما و صفات است ، و آن عكس بر آيينه‌ى ذات آدمى خاكى افتاده . چنانچه حديث نبوى - على قائله الصّلاة و السّلام - بر آن گواهى داده كه : « إنّ اللّه خلق آدم على صورته » :
تو بودى عكس معبود ملايك * از آن گشتى تو مسجود ملايك
در حقيقت ، ملك اختلاف بسيار كرده‌اند . اكثر متكلمين برآنند كه اجسام نورانىاند ، خير بالذات . و اعتقاد چنين مىبايد كرد . و حكما گويند : عقول و نفوس‌اند . و بعضى مردم گويند قواى سماوى و ارضىاند . و قومى گفته‌اند كه جواهر مجرده از عالم عقول و نفوس‌اند . و جمعى صوفيه را ميل بر آن است كه مثل روحانىاند . و بعضى از ايشان عبارتى عام گويند كه در تحت آن اشارات خاص باشد ، ليكن تا مراد ايشان چيست ؟ چنانچه عين القضاة - رحمة الله عليه - گويد : « ملك سبب است در خيرات » - و الله اعلم بحقايق الامور - . چون گفته شد كه صورت جامعيت آثار اسما ، حضرت حق تعالى به آدمى ارزانى فرمود ، و هرچه هست ، به اثر اسمى از اسماى الهى زندگانى دارد كه آن اثر چون جان اوست ، پس جان همه چيز با آدمى باشد ، و هر ذره را از ذرات موجودات به اين سبب با آدمى علاقه بود :
بود از هر تنى پيش تو جانى * وزو در بسته با تو ريسمانى
و آدمى به واسطه‌ى اين معنى است كه محمل آيت كريمه‌ى :
هامش
( 1 ) . دا : عكسيّت .