تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
واسطه‌ى آن است كه او غرض و مقصود از همه است . چنانچه ناظم « 1 » مىفرمايد :

[ انسان مظهر تام حضرت حق ]

نه آخر علت غايى در آخر * همىگردد به ذات خويش ظاهر
و اگر قايلى گويد كه اين معنى كه در شرف انسان گفته شد ، خلاف وصفى است كه او را در قرآن مجيد لاحق حال گشته است ، چه حق - عزّ شانه - مىفرمايد كه :
« إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا »
. ظلوم جهول چگونه در منزل اين منزلت « 2 » دخول يابد ؟ ناظم جواب مىگويد كه مسلم كه اين دو صفت از صفات ظلمانىاند در مقابل صفات نورانى ، و ظلمت مشعر به نقصان دنائت است ، چنانچه نور مشعر به شرف و كمال . ليكن اين وصف در او چون از جهت كمال جامعيت صفات است ، نقصانى است به كمال راجع ، به عكس تنزيه از اين وصف كه چون جامعيت صفات به خلل مىآرد ، امرى است به نقصان عايد . و فى الواقع فصل انسان بر ساير موجودات به آن است كه او مظهر ظهور جمع اسماء الهى است ، و غير او مظهر ظهور بعض اسما . چنانچه ملك مظهر ظهور قدوس است و اسمايى كه با قدوس منافات ندارند . و شيطان مظهر ظهور مضلّ است و اسمايى كه با مضلّ مخالف نيستند . و باقىها را بدين قياس مىدان ! و اما انسان مظهر ظهور كل اسماست كه اگر از هادى ، مهتديست ، از منافى او كه مضلّ است ، ضالّ است . و همه متقابلات اسما در شأن او چنين كه گفته شد ، فرض مىكن كه اثر دارند . پس در ظهورى چنين تامّ جمعى اين دو وصف نيز بيايد . چنانچه ناظم - قدس سره - فرمود :
ظلومى و جهولى ضد نورند * و ليكن مظهر عين ظهورند
يعنى مظهر عين ظهور اسماى جمعى كه گفته شد ، و اين ظهور تام
هامش
( 1 ) . دا : ناظم قدس سره . ( 2 ) . پا : مراتب .