تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
قومى مخلصان و صادقان مىمانند كه همه دربند الفت يكديگرند ، و نه نفرت از يكديگر ، تا از الفت و اجتماع بيش شوند ، نه كم . و به سبب ميل جانور به يكديگر ، نوع كه عبارت است از « مقول على كثيرين متفقين بالحقايق فى جواب ما هو » باقى ماند ؛ و همچنين جنس كه عبارت است از « مقول على كثيرين مختلفين بالحقايق فى جواب ما هو » ؛ و اشخاص كه افراد ممتازه از يكديگرند به تعيّنات مخصوصه ؛ كه اگر نزوع جانور يعنى ميل او به جفت نباشد ، افراد منقطع شود ، و چون افراد نباشد ، « 1 » انواع و اجناس مرتفع گردد ، و عالم نماند . اين‌همه آفريدگان بسيار قدرت بيشمار حكمت كه مذكور گشت ، همه محكوم حكم جبّار و فاعل مختارند - جلّ جلاله و عمّ نواله - بيت « 2 » :

[ تامل در خويشتن خويش ]

همه بر حكم داور داده اقرار * مر او را روز و شب گشته طلبكار
چون قاعده در فكر آفاق تقديم يافت « قاعده در فكر انفس » تمهيد مىرود ، چه كمال معرفت از تأمل در آفرينش آفاق و انفس حاصل است . و لهذا در شأن ايشان كه عنايت الهى [ شامل حالشان ] نيست آمده است كه :
« ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ وَ ما كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً » .
چون غرض از فكر در آفاق و انفس ، مشاهده‌ى آيات قدرت و حكمت الهى و ملاحظه‌ى كيفيات آن است تا يقين در اختيار و تسخير و تدبير او زيادت گردد ، اگر بعض « 3 » آيات آفاقى دريابند ، بايد كه بعضى نيز از آيات انفسى دريابند . غريب‌ترين آيات انفسى ، اجتماع از انفراد است ، و همه‌ى كثرتى كه در جهان است ، از اجمال نفس انسان به حد تفصيل رسيده است . و اگر بر اين معنى شاهدى خواهى ، در اصل خويش نگاه كن ، و ببين كه چگونه نفس انفس حوا از آدم صدور يافت ، و انفس كثيره از ايشان . پس البته منشاء اجتماع انفراد است ، و مبدأ كثرت ، وحدت .
هامش
( 1 ) . پا : نباشند . ( 2 ) . پا : ( و عمّ نواله بيت ) را ندارد . ( 3 ) . پا : بعضى .
نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 175 | شاه محمود داعى شيرازى / پرويز عباسى داكانى