آثارى حقيقى . و فى الواقع حقيقى نيست . « 1 »
نمىبيند مگر كاين چرخ اخضر ، * ز حكم و امر حق گشته مسخر ؟
و به مثل اين فلك و اشكال او به [ خودى ] خود اثر ندارند ، همچنانكه « 2 » از چرخ [ شخص ] كوزهگر به واسطهى فعل و اثر او ، ظروف و اوانى صورت مىبندد ، از كارخانهى فلك و فلكيات ، حوادث ارض و ارضيات ظاهر مىشود . و محدث و مؤثّر حق تعالى است نه غير او . قال الله تعالى :
« يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ » .
ببين كه در اين تمثيل چه مىگويد . ( تمثيل ) :
تو گويى چيست اين افلاك دوّار ، * به گردش روز و شب چون چرخ فخّار ؟
وز او هر لحظهاى داناى داور * ز آب و گل كند يك ظرف ديگر
هر آنچ « 3 » اندر زمان و در مكانست * ز يك استاد ، وز يك كارخانست
كواكب گر همه اهل كمالند * چرا هر لحظه در نقص و وبالند ؟
نقص « 4 » تواند بود كه اشارت به حال قمر باشد ، گاهى كه ناقص النور است . و اما و بال عبارت است از بودن كواكب در برج مقابل خانهى خود ، و آن نحوستى است عرضى او را . اگر كواكب كامل بودندى ، اين حال عارض ايشان نشدى ، و احوالشان متبدل نشدى . و چون رأس و ذنب كوكب نيستند ، نه خانه دارند و نه و بال . بيت « 5 » :
همه در جاى و سير و لون و اشكال ، * چرا گشتند آخر مختلف حال ؟
چرا گه در حضيض و گه در اوجند ؟ * گهى تنها فتاده ، گاه زوجند ؟
كوكب را آن نقطه از فلك او ، كه بر او در نهايت بعد است از زمين ، اوج است . و آن نقطه كه بر او در نهايت قرب است به زمين ، حضيض [ است ] . و در اوج ، سعادتى عرضى دارد ، و در حضيض نحوستى عرضى .
و اما زوجيّت كواكب و فرديّت ، شايد كه اشاره به مقارنه و مقابله باشد . و
هامش
( 1 ) . دا : نيست بيت .
( 2 ) . پا : همچنانك .
( 3 ) . پا ، دا : هرآنچه . تصحيح قياسى است .
( 4 ) . پا : به نقص .
( 5 ) . دا : ( بيت ) را ندارد .