تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
اهل فن هيئت ، اما مشهور شده كه اين اشكال را بروج خوانند ، و اسم هر برجى به اعتبار شكل او كه توهم رفته اطلاق كرده‌اند ، و مر بعضى خانه‌ى بعضى از كواكب شده . چنانچه ناظم در ابيات آينده تفصيل آن كرده است بر وجهى كه احتياج به شرح ندارد :
معدل كرسى ذات البروج است * كه آن را نه تفاوت نه فروج است حمل با ثور و با جوزا و خرچنگ * بر او بر همچو شير و خوشه آونگ دگر ميزان و عقرب ، پس كمان است * ز جدى و دلو و حوت اينجا نشان است ثوابت يك‌هزار و بيست و چارند * كه بر كرسى مقام خويش دارند
كواكب به دو قسم‌اند : ثابتات و سيارات . بيرون از هفت كوكب سياره كه زحل و مشترى و مريخ و شمس و زهره و عطارد و قمر باشد « 1 » ، هر كوكبى ديگر كه هست ، آن را ثابتات خوانند . نه آنكه « 2 » سير ندارند ، يعنى به نسبت با سيارات سبع ، دير حركت‌اند ؛ پس گوييا كه ثابت‌اند . و همه ثوابت بر فلك هشتم‌اند كه كرسى است ، و هر سياره بر فلكيست . چنانچه ناظم - قدس سره - فرمود :
به هفتم چرخ ، كيوان پاسبان است * ششم برجيس را جاى و مكان است بود پنجم فلك بهرام را جاى * چهارم آفتاب عالم‌آراى سيوم زهره ، دوم جاى عطارد * قمر بر چرخ دنيا گشته وارد زحل را جدى و دلو و مشترى باز * به قوس و حوت كرد انجام و آغاز حمل با عقرب آمد جاى بهرام * اسد خورشيد را شد جاى آرام چو زهره ، ثور و ميزان ساخت گوشه * عطارد رفت در جوزا و خوشه قمر خرچنگ را هم جنس خود ديد * ذنب چون راس شد يك عقده بگزيد قمر را بيست و هشت آمد منازل * شود با آفتاب آنگه مقابل
ماه را مدارى بود ، چنانچه آفتاب را . [ مدار ماه ] با مدار آفتاب در دو موضع مقابل يكديگر تقاطع كنند ، و آن دو محل تقاطع را « عقدتين »
هامش
( 1 ) . پا : باشند . ( 2 ) . پا : آنك .